تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
در شگفتم كز چه روى آن مالك راحت‌طلب * هيچ‌گه در بند اين محنتكش دوران نبود در شگفتم كز چه اين خدمتگر عمران ملك * زيستگاهش جز درون كلبهء ويران نبود در شگفتم كز چه رو اين فايدت بخشاى خلق * بهره‌اش جز محنت و ناكامى و خسران نبود گرچه سامان داد كار يك جهان از جان و سر * صدهزار افسوس كاو را خود سروسامان نبود جامهء خز بر تن اطفال مالك ديد ، ليك * كودكانش را به بر جز جامهء خلقان نبود بانوى ارباب پوشد جامه از نيلىپرند * ليك جز كرباس ، سهم همسر دهقان نبود گشت ممكن بهر مالك لذّت و نوش آنچه خواست * ليك دهقان را نشاط و عيش در امكان نبود مرغ بريان مالك دهر است ارزانى وليك * بهر دهقان آش ارزن همچنين ارزان نبود كاخ ييلاقيست مالك را به از باغ ارم * جايگاه برزگر جز كلبهء احزان نبود چلچراغ مالك از برق است روشن روز و شب * ليك دهقان را به‌جز فانوس دودافشان نبود اين يك ار رنجور شد بودى وِرا بر سر طبيب * وان يك ار بيمار شد درد وِرا درمان نبود
*
حاصل عمرش ندامت باد و افسوس و ملال * مالكى كش برزگر خرّم‌دل و خندان نبود بىنصيب از لطف يزدان باشد و احسان حق * مالكى كش در حق برزيگران احسان نبود