تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 958

مساهمون:

ص٩٥٨
مباركهء « حمد » ، كه به زبان فارسى نگارش يافته است . اسم مفسّر و زمان نگارش آن معلوم نيست ، ولى از آنجا كه در آخر كتاب ، از ملا محسن فيض ، نام برده ، مىتوان فهميد كه اين اثر پرارزش پس از دورهء ملا محسن فيض كاشانى ، نوشته شده است . مطالعه متن كتاب گواه است ، كه مفسّر از علماى اماميّه اثناعشريه ، بوده است . اين كتاب براى دوّمين بار با تصحيح ، تعليق و مقدّمه استاد سيّد جلال الدّين آشتيانى در سال 1360 ه . ق ، توسط انتشارات انجمن اسلامى حكمت و فلسفه ايران ، در يك جلد با قطع وزيرى در 194 صفحه ، به چاپ رسيده است . مفسّر ، به اقوال مفسّران احاطه داشته و در عرفان و حكمت الهى ، آگاه و در انتخاب مطلب نيز با سليقه ، و در فارسىنويسى ، مهارت كامل داشته است . وى در مقام تأليف اين تفسير ، به ديگر كتاب‌هاى تفسيرى ، مراجعه كرده ولى از نقل ، اقوال ، از تفسيرهايى كه به جنبه‌هاى ادبى قرآن نظر داشته‌اند ، خوددارى كرده است . وى به افكار اهل تأويل ، از محقّقان علماى اسلامى ، توجّه كامل داشته است و بحث قرائت را نيز به خوبى و با تفصيل ، بررسى مىكند و نظر خويش را بيان مىدارد .

* پاسخ يك سؤال

همچنين علاوه بر ذكر تأويل‌هاى عرفانى آيات ، مطالب كلامى و فلسفى ، به ويژه مذاهب جبر و اختيار را شرح ، بررسى و نقد مىكند . از باب نمونه به يك مورد از پرسش و پاسخ در مورد جبر و اختيار ، اشاره مىكنيم : « . . . اگر گويند : اشكال ديگر از راه علم لازم آيد ، چه علم الهى شامل همه اشياء است كه از آن جمله افعال عباد است . پس هرگاه او از ازل ، از كافر ، كفر و از عاصى عصيان ، دانسته باشد ، ايشان خلاف آن نتوان كرد و اين معنى جبر است . » چنان كه خيّام در اين رباعى گفته است :
من مى خورم و هركه چو من اهل بود * مى خوردن من به نزد او سهل بود مى خوردن من ، حق ، ز ازل مىدانست * گر مى نخورم علم خدا جهل بود
آنگاه از اشكال فوق به بيان زير جواب مىدهد : گويم : علم تابع معلوم است ، نه معلوم تابع علم ، به اين معنى كه چون ذات كافر و عاصى به‌خودىخود ، چنين است كه هرگاه موجود شوند ، اختيار كفر و عصيان كنند و كفر و عصيان از قبيل اعلامند . او در ازل ، از ايشان كفر و عصيان را دانست و اگر ايمان مىآوردند و طاعت مىكردند ، طاعت و ايمان را مىدانست . چنانچه خواجه نصير طوسى در جواب خيّام مىفرمايد :
گفتى كه گناه به نزد من ، سهل بود * اين گويد كسى كه او اهل بود علم ازلى ، علّت عصيان كردن * نزد عقلا ، ز غايت جهل بود « 1 »

974 و 975 . تفاسير آية اللّه شيرازى [ اوايل ق 15 ]

مؤلّف عاليقدر آن ، فقيه نامى آية اللّه العظمى شادروان سيّد محمد حسينى شيرازى ، يكى از فقها و مفسّران شيعه ، در قرن چهاردهم و اوائل قرن پانزدهم هجرى مىباشد . [ تصوير ] تفسير او به سبك تحليلى ساده است . كه تبيين و توضيح مختصرى پيرامون آيات را مىدهد . فقط در مواردى از حدود آيه فراتر رفته و مخاطبان آيه را
هامش
( 1 ) فصلنامه پژوهش‌هاى قرآنى ، سال اول ، شماره 4 ، ص 271 - 272 .