جلد ، الدّر النّضيد في فضائل الحسين الشّهيد ( ع ) ، سلاسل الحديد ، و ارشاد المسترشدين ( خطّى ) ، را مىآورد . از صاحب روضات نقل مىكند كه تأليفات او محض نقل قول و گردآورى است . ترجيح اقوال يا تحليل در آنها وجود ندارد . مشخّص نيست آيا از باب ورع و تقوى بوده است ، يا از راه قصور و كوتاهى ؟ »
او در آخر مىافزايد : « در پايان كتاب المسترشدين ، آمده است ، كه فراغت از آن ، در 18 ذىالقعده ، سال 1105 ه . ق بوده است . » « 1 »
5 . استاد شهيد مطهّرى مىنويسد : « مرحوم سيّد هاشم بحرينى ، از محدّثين و متتبّعين معروف شيعه ، به شمار مىرود . تفسير برهان طبق مذاق اخباريّين است ، كه قرآن را تنها با حديث قابل تفسير مىدانند ، بدون هيچ توضيح ديگرى ، و حتّى بدون اينكه كوچكترين توضيحى در مورد همان احاديث و كيفيّت تفسيرى آن احاديث داده شود ، بلكه صرفا به اين صورت كه احاديث مربوطه نقل گردد ، و به همان نقل اكتفاء شود . سيّد هاشم بحرينى در سال 1107 ه . ق يا 1109 ه . ق درگذشته است . » « 2 »
* اساتيد او
از اساتيد و مشايخ او ، سيّد عبد العظيم بن عبّاس استرآبادى ، و فخر الدّين بن طريح نجفى مىباشند .
از شاگردان او ، شيخ معمّر ، محمود بن عبد السّلام مىباشد .
* تأليفات او
همانطورىكه ذكر شد او بيش از 75 جلد تأليف و تصنيف و تعليقه دارد ، كه از آثار قرآنى او :
1 . البرهان في تفسير القرآن ، ( در 6 مجلّد ) .
2 . الهادي و مصباح النّادي ، به پيروى از الدّر المنثور جلال الدّين سيوطى مىباشد . مقيّد است ، كه آيات فقط با اخبار مأثوره از پيامبر اكرم ( ص ) ، تفسير شود . نسخهء خطّى اين تفسير ، تحت شمارهء 6685 ، در كتابخانهء آستان قدس رضوى ، موجود است . « 3 »
* گفتار بحرانى در تفسير البرهان
مرحوم بحرانى ، در پايان تفسير البرهان ، مىنويسد :
« اين كتاب شامل بسيارى از فضائل و مناقب اهل بيت ( ع ) ، و شامل احكام ، آداب و قصص انبياء است ، كه در جاى ديگرى نمىتوان آنها را پيدا نمود .
وجود چنين كتاب تفسيرى ، خود عبرت و حجّتى است ، بر كسانى كه تفسير خود را از مخالفين فرا مىگيرند . اكنون پس از روشن شدن حقّ ، و از بين رفتن باطل ، پس چه جاى درنگ و تأمّل مىباشد ؟
روش من در گردآورى اين احاديث آن بوده است ، كه از تفاسير علىّ بن ابراهيم قمى ، و عيّاشى كه داراى دو جلد ، تا سورهء كهف بود ، فرا گرفتم و اشتباهات آنها را در حدّ امكان اصلاح كردم . . . » .
وى آنگاه ، سند روايتى خود را تا مرحوم كلينى ، ذكر مىنمايد . نسخهاى كه از تفسير برهان ، اين حقير دارد ، يك نسخهء چاپى سنگى است ، كه تاريخ تحرير متن آن به عصر خود مؤلّف برمىگردد ، چون محرّر آن در سوّم ذىالحجّة الحرام 1095 ه . ق ، آن را جهت كتابخانهء مؤلّف به رشتهء تحرير كشيده است ، و او را با ادامهء توفيق و حيات دعا نموده است .
تحرير و كتابت آن ، توسّط محمّد حسين گلپايگانى ،
هامش
( 1 ) الأعلام ج 8 ، ص 66 ؛ او از : روضات الجنّات ، چاپ دوّم ، ص 736 ، أمل الآمل ، الذّريعة ، ج 1 ، ص 111 ، 283 ، 521 ، ج 2 ، ص 398 ، 499 ، ج 3 ، ص 93 ، ج 4 ، ص 64 ، 440 ، ج 8 ، ص 82 ، منبع به دست داده است .
( 2 ) خدمات متقابل اسلام و ايران ، ص 410 .
( 3 ) مفسّران شيعه ، دكتر شفيعى ، ص 170 .