قرن يازدهم هجرت ، درگذشته است ، و سال وفات او معلوم نيست . » « 1 » مرحوم خوانسارى ، صاحب روضات الجنّات ، در شرح حال وى مىنويسد : « ملّا رجبعلى تبريزى اصفهانى ، حكيم ماهر ، منطقى و بسيار مورد احترام شاهعبّاس دوّم و امراى او بود . به ترتيبى كه به زيارت وى مىشتافتند . او شاگردانى داشت ، كه يكى از آنها ملّا محمّد تنكابنى و ديگر حكيم ملّا محمّد حسين قمى ، صاحب تفسير بزرگ فارسى و مولى محمّد سعيد ، ملقّب به حكيم كوچك قمى . و اين آخرى نيز ، بسيار مورد احترام سلطان ، مذكور بود . او علوم حكمت را پيش مولى عبد الرزّاق لاهيجى ، آموخته بود . » « 2 » صاحب الذّريعة ، در جلد چهارم آن كتاب ، مىنويسد : « تفسير حكيم محمّد حسين بن محمّد مفيد قمى ، برادر قاضى سعيد قمى ، معروف به حكيم كوچك ، و شاگرد ملّا رجبعلى تبريزى حكيم مشهور ، از ميان شاگردان ملّا صدرا ، در روضات شرح حال او را آورده است ، و تفسير فارسى بزرگ او را نيز نام برده است . اين تفسير در نجف اشرف ، پيش شيخ محمّد رضا نائينى ، موجود بود . » « 3 »
* گفتار مرحوم شيخ عبّاس قمى
مرحوم حاج شيخ عبّاس قمى ، در شرح حال قاضى سعيد قمى ، و توصيفى كه از او دارد ، مىنويسد : « و برادرش حكيم محمّد حسين نيز ، از اهل علم مىباشد ، و صاحب تفسير كبيرى است . و فرزندش ملّا صدر الدّين قاضى سعيد نيز ، از زمرهء فضلاء است ، و در بالاسر حضرت معصومه ( س ) ، اصول كافى را تدريس مىنمود . » « 4 »
* گفتار صاحب ريحانة الأدب
مرحوم مدرّس نيز ، همانند محدّث قمى ، در ذيل ترجمهء قاضى سعيد قمى ، به شرح حال او ، اشارتى دارد ، و مىنويسد : « شيخ محمّد حسين ، برادر قاضى سعيد نيز از اكابر علماى عصر خود ، و از تلامذهء ملّا رجبعلى حكيم تبريزى مىباشد . او تفسير بزرگى بر قرآن مجيد ، نوشته است ، كه حاكى از تبحّر وى مىباشد . او در اواخر قرن يازدهم هجرت درگذشته است ، ولى سال وفات او معلوم نيست . » « 5 »
397 . تفسير علىقلى خان [ م حدود اواخر قرن يازدهم ]
مؤلّف آن ، حكيم عارف ، علىقلى بن قرهچغاى ، ( متولّد 1020 ه . ق ) ، پدر مهدى قلى خان ، مؤسّس مدرسهء خان قم ، يكى از اعلام تفسيرى اواخر قرن يازدهم هجرى مىباشد .
مؤلّف آن ، كه از شاگردان محقّق آقا حسين خوانسارى ، و مولى حكيم شمس الدّين گيلانى ، مىباشد ، صاحب تأليفات و آثار متعدّدى است ، از آن ميان : احياء حكمت ، در فلسفه ، ( در 30 هزار سطر ) ، ( الذّريعة ، ج 10 ، ص 308 ) ، مرآة الوجود و الماهيّة ، مزار العاشقين ، المنطق ، فرقان الرّأيين و بنيان الحكمتين ، نزهة الزّاهدين و تحفة العابدين ( كه در الذّريعة به ترتيب : 2 / 288 و 327 ، 23 / 52 ، 16 / 172 ، 7 / 164 ، 1 / 208 - 24 / 117 معرّفى شدهاند ) .
او در تأليفات خود ، از ميرداماد ، به عنوان سيّدنا الحكيم ، يا سيّد حكماى متأخّرين ، و از ملّا صدرا ، به فاضل عارف شيرازى ، و از فيض كاشانى به فقيه
هامش
( 1 ) ريحانة الأدب ج 6 ، ص 413 .
( 2 ) روضات الجنّات ج 4 ، ص 10 .
( 3 ) الذّريعة ج 4 ، ص 272 ، كد معرّفى 1265 .
( 4 ) هديّة الأحباب ، تأليف حاج شيخ عبّاس قمى ، ص 215 .
( 5 ) ريحانة الأدب ، مدرّس تبريزى ، ج 4 ، ص 413 ؛ شرح حال او در : معجم مؤلّفى الشيعة ، ص 326 ، رياض العارفين ، آتشكدهء آذر ، الذّريعة ج 1 ، آمده است .