اظهار نمائيم ، اين است :
اوّلا : بر خلاف نوع تفاسير معاصر خويش ، به صورت اصولى و تحقيقى در مورد روايات اقدام شده است ، بىآنكه هر روايتى را به محض روايت بودن پذيرفته باشد .
ثانيا : با توجّه به تقسيمبندى فوق ، كه از الذّريعة ، نقل نموديم ، نشان مىدهد اين تفسير نخستين تفسير موضوعى ، يا يكى از تفاسير موضوعى قرن يازدهم مىباشد ، كه مطالب را به صورت موضوعى دستهبندى و تنظيم نموده است ، روشى كه هماكنون بسيار معمول و مصطلح ، و شايد يكى از بهترين شيوههاى تفسيرى قرآن مجيد بوده باشد .
[ تصوير ]
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 618
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص٦١٨