است ، و او را با اوصاف : « دقيق النّظر ، قوىّ الفكر ، حسن التّقرير ( خوشبيان ) ، جيّد التحبير ( خوشقلم ) و . . . » ، ستوده است . او هممباحثهء وزير سلطان بود . او مدّتى از ناحيهء سلاطين صفوى ، سرپرست و مدرّس حرم حضرت عبد العظيم ، در رى منصوب شد ، سپس از آن سمت ، معزول گشت ، به مكّهء معظّمه مهاجرت نمود . مدّتى در آنجا بود ، تا به قزوين برگشت ، و مشغول تأليف و تصنيف گرديد .
ديدگاه فقهى او ، يك ديد اخبارى بود . برگزارى نماز جمعه را در دوران غيبت ، حرام مىدانست ، و تمام محتويات اصول كافى را ، صحيح مىدانست . او شبيه صاحب نور الثّقلين ، مىانديشيد . او دراينباره مكاتبات و منازعاتى با ملّا محمّد طاهر قمى دارد .
او با مرحوم مجلسى در مورد مسألهء صرف تنباكو ، منازعهء شيرينى داشته است . گويند او كتابى در حرمت تنباكو ، با جلد نفيس و صحّافى زيبا به محضر علّامهء مجلسى فرستاد . ايشان پس از مطالعهء كتاب آن را برگرداند و داخل جلد را پر از تنباكو كرد ، و نوشت : « من كتاب شما را خواندم ، متأسّفانه چيزى در محتوايش نبود ، ولى ظرف آن ، جاى آن داشت كه ظرف تنباكو قرار گرفته باشد ، تا دست خالى نباشى . » از لطائف منقولات در مورد او و مرحوم ملّا محسن فيض كاشانى ، آن است ، كه بين او و صاحب وافى مشاجرهاى طولانى رخ داده بود ، كه بالاخره مرحوم غازى به اشتباه خود در آن مسئله پى برده بود . وى جهت عذرخواهى با پاى پياده از قزوين تا كاشان به راه افتاد . تا وارد كاشان شد ، هنگامى كه به درب منزل مرحوم فيض رسيد ، از پشت در صدا زد : « يا محسن ! قد أتاك المسيء » ، هنگامى كه مرحوم فيض صداى او را شناخت ، فورا در را بازگشود ، باهم ، همآغوش شدند و همديگر را مورد مهر و محبّت قرار دادند . وى پس از عذرخواهى از كوتاهى خود ، بيشتر از يك ساعت در كاشان توقّف ننمود . از ترس اينكه مبادا شائبهء تخلّلى در اخلاص او پديد آمده باشد .
از آثار او ، شرحى بر اصول كافى ، به نام « الصّافي في شرح الكافي » ، در چندين مجلّد مىباشد . « 1 »
صاحب رياض العلماء ، به نقل از ديگران مىنويسد : « او حاشيهاى بر تفسير مجمع البيان ، و تفسير سورهء الملك و رسالهاى در مورد خوردن حضرت آدم ، از شجرهء منهيّه دارد » . « 2 »
* گفتار طبقات اعلام الشّيعة
مرحوم حاج آقا بزرگ ، در كتاب طبقات ، با تفصيل بيشترى در حقّ او سخن گفته است . از تأليفات او :
شرح كافى ، شرح عدّة الاصول ، رسالهء جمعه ، حاشيهء مجمع البيان و رموز التّفاسير ، را نام مىبرد ، كه در الكافى و الرّوضة آمده است . و سخن سابق الذّكر صاحب أمل الآمل را ، در حقّ او مىآورد . « 3 »
369 . تفسير شريف لاهيجى [ م 1090 يا 1095 ه . ق ]
مؤلّف جليل القدر و عظيم الشّأن آن ، عالم وارسته و شريف ، قطب علم و دين ، بهاء الدّين شيخ محمّد بن شيخ على لاهيجانى ، ( زنده در سال 1086 ه . ق ) ، يكى از اعلام اواخر قرن يازدهم هجرى مىباشد .
خطّهء سرسبز و معمور لاهيجان ، از ديرباز يكى از مناطق دانشپرور و مهدخيزش رجال علم و تقوى بوده است . از اين خطّهء زيبا و سرسبز ، علما و دانشمندان فراوانى در رشتههاى مختلف معارف و علوم برخاستهاند ، كه ذكر خير آنان در تاريخ ثبت
هامش
( 1 ) روضات الجنّات ج 3 ، ص 269 - 274 .
( 2 ) رياض العلماء ج 2 ، ص 263 ، چاپ كتابخانهء آية اللّه مرعشى ( ره ) ، 1401 ه . ق .
( 3 ) طبقات أعلام الشّيعة قرن 11 ، ص 202 و 203 ، معجم مؤلّفين الشّيعة ، ص 313 .