به مناسبتهاى دينى و شعائر مذهبى بيشتر توسّل مىجستند ، و اين خود نشانى از فضاى حاكم بر مناسبات آنروز مىباشد .
* مفسّران فقيه ، يا فقيهان مفسّر
نكتهء ظريفتر در تحليل اين گرايش تفسيرى ، آنكه ، نوع دستاندركاران امور تفسيرى را ، كسانى تشكيل مىدهند كه مسألهء تفسير ، رشتهء كار و تخصّص شغلى آنان نبوده است ، بلكه گرايش آنان را فقه و فقاهت تشكيل مىداد ، نه تفسير علوم قرآنى و معارف مربوط به آن . فىالمثل امين الإسلام طبرسى ، يا ابو الفتوح رازى ، يا جار اللّه زمخشرى ، در قرن ششم ، از افرادى هستند كه تفسير و امور مربوط به قرآن ، شغل اختصاصى آنان بوده است . آنان بيش از هر عنوان ديگر ، عنوان مفسّر را دارا هستند ، ولى افرادى مانند مرحوم مقدّس اردبيلى ، يا فاضل مقداد حلّى ، يا ابن متوّج بحرانى ، گرايش علمى و عنوان اجتماعيشان ، فقه است و فقاهت ، و اگر احيانا به تفسير پرداختهاند ، در پرتو فقه و در راه تثمير و پربار ساختن آراء و افكار فقهى و اجتهاديشان بوده است .
و اين امر خود تأييدكنندهء آن نظر قبلى است كه گرايش به قرآن در قرن نهم و دهم ، از روى ضرورت اجتماعى ، و نياز به پاسخگويى و پاسخيابى به سؤالاتى بوده است كه از سوى اجتماع آنروز متوجّه فقها و طلايهداران فقاهت مىگشت . آنان چارهء كار و رفع مشكل را در مراجعه به قرآن و توسّل به ذيل عنايت و نورانيّت آن مىجستند .
بههمينجهت اين همه عناوين آيات الأحكام را در اين قرن شاهد و ناظريم .
البتّه از توضيح اين مسئله به ذهن تبادر نكند كه ، حكومت نامبردهء فوق عامل بوجودآورندهء اين وضعيت بوده است ، بلكه ما معتقديم كه خود حكومت صفوى نيز تابع متغيّرى از خواست ملّت و فشارها و نيازهاى آنروز شيعه بوده است ، كه با اكثريّت آراء ، خواستار عملى شدن تعاليم عاليهء قرآن در پرتو تفسير اهل بيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) ، بودهاند . در اين ارتباط ، اگر نقش اوّل را در ارشاد و توضيح مردم ، به حوزههاى علميّهء نجف ، اصفهان ، سبزوار ، رى ، شيراز ، كاشان ، قم ، تبريز ، و . . . و فارغالتّحصيلان آن حوزهها داده باشيم ، راه دورى نرفتهايم .
* تأييدى از تاريخ
در تاريخ ادبيّات دكتر ذبيح اللّه صفا ، آمده است :
« مذهب تشيع ، در قرن نهم در ايران ، آخرين دورههاى ضعف خود را در برابر مذاهب اهل سنّت مىگذرانيد ، و فرصتهاى ذىقيمتى را كه در قرنهاى هفتم و هشتم فراهم آورده بود ، به خوبى مورد استفاده قرار مىداد . احترام به سادات و منتسبان به خاندان رسالت ( ص ) ، در عهد تيمورى و پس از آن ، مطلبى است كه بلاانقطاع بدان برمىخوريم . در « تزوكات تيمورى » توصيه شده است كه مرتبهء آل محمّد ( ص ) را از جميع مراتب برتر دارى ، و تعظيم و احترام ايشان را بهجاى آرى ، و افراط را در محبّت ايشان اسراف ندانى ، كه هرچه از براى خدا باشد ، در آن اسراف نباشد . . . . » « 1 »
باز مىافزايد : « شيعه ، در طول قرن نهم هجرى ، بر قوّت خود مىافزودند ، و بر آن بودند كه قيام و غلبهاى بنمايند و حكومت ايران را به دست گيرند .
اين فعّاليتها ، مقدّمهء سودمندى گشت كه براى قيام نهايى و غلبهء قطعى آنان در آغاز قرن نهم هجرى ، و تبديل مذهب رسمى ايران از تسنّن به تشيّع . » « 2 »
خلاصه اينكه ، با سقوط خلافت عبّاسى در قرن
هامش
( 1 ) تاريخ ادبيّات دكتر صفا ، ج 4 ، ص 53 - تزوكات تيمورى ، ص 202 .
( 2 ) تاريخ ادبيات دكتر صفا ج 4 ، ص 56 .