تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥
گر ز هر برگ گياهى دهدم دهر ، زبان * شرح يك رشحه ز ابر كرَمت نتوانم ور زهر شاخ درختى كندم چرخ ، قلم * درج يك نقطه ز نوك قلمت نتوانم
« جامى » سير رشد و تكامل تفاسير شيعه در اين قرن مبارك و مسعود ، وارد مرحلهء نوينى از حيات علمى و اجتماعى خود گرديده است . كيفيّت تفاسير و تنوّع و تعدّد آنها ، خود نشانى از اين واقعيّت و تحوّل درخشان آنها مىباشد . نكته‌اى كه بيش از هر امر ديگر در اين قرن چشمگير است ، اين است كه به توجّه به نوع تفاسيرى كه در اين قرن به معرض مطالعه و ديد خوانندهء مشتاق و جوياگر گذاشته مىشود ، اغلب تفاسير قرن در جستجوى راه گشايش مسايل اجتماعى و چاره‌جويىهاى حلّ مشكلات عمومى مىباشند ، و عموما در محور احكام عملى و اجتماعى حركت مىكنند و به تعبير رساتر ، به شرح و تفسير و توضيح « آيات الأحكام » كه واقعيّات زندگى مسلمين است ، مىپردازند . مفسّرين عالىقدر كه ما ، در اين قرن به مسايل عينى و احكام ملموس و خارجى نزديك‌تر مىشوند و از ذهنيّتها دور مىگردند . ديگر از آن مراحل خاصّ فردى ، يا تنها عبادى و كلامى ويژه فراتر رفته‌اند و احكام اجتماعى بيشتر مدّ نظرشان مىباشد . يك نظر سطحى به تفاسير موجود قرن ، اين نظر ما را تأييد مىكند : 1 . منهاج الهداية ، ابن متوّج بحرانى ( متوفّى 820 ه . ق ) . 2 . كنز العرفان ، فاضل مقداد حلّى سيورى ( متوفّى 826 ه . ق ) . 3 . النّهاية فى تفسير خمسمائة آيه ، ابن متوّج بحرانى ( اواخر قرن هشتم ) . 4 . زبدة البيان ، مقدّس اردبيلى ، ( متوفّى 993 ه . ق ) و از اين رديف تفاسيرى كه نوعا بيانگر آيات الأحكام هستند . اين امر خود نشانگر اين واقعيّت است كه ، مردم مسلمان و شيعه ، به پيروى از علماى اعلام و مروّجين شريعت غرّاء نبوى ( ص ) خواستار عمل به احكام بوده‌اند و علماى اسلام در مقام پاسخ گويى به نيازها و درخواستهاى آنان ، به فكر چاره‌انديشى و چاره‌جويى افتاده‌اند و محتواى خود تفاسير نشانگر اين امر است كه آنان در پى چه