ايران برخاستند ، و مورّخان شهيرى ، مانند ياقوت حموى ، ابن اثير ، محمّد نسوى ، ابن ابى الحديد ، عطا ملك جوينى ، خواجه رشيد الدّين فضل اللّه ، ابن بطوطه ، و امثال آنان به ظهور پيوستند . باز در آن قرن است كه حكما ، عرفاء و دانشمندانى مانند شيخ شهاب الدّين سهروردى ، نجم الدّين رازى ، كاتبى قزوينى ، افضل الدّين كاشانى ، علّامه قطب الدّين شيرازى ، علّامهء حلّى ، و بالاخره خواجه نصير الدّين طوسى طلوع نمودند كه هريك از آنان ، مشعلداران درخشان علم و فضيلت و ادب و هنر و فلسفه و فقه و تفسير بودهاند . درست است ، كه حملهء مغول در اين عصر ، موجب تباهى و ضايع شدن كتابخانهها و انهدام مدارس و مراكز علمى گرديد و در اركان معارف اسلامى ، تزلزلى ايجاد نمود ، ولى در اثر اين شوك مهيب ، تحرّك و عكس العمل فوقالعادهاى كه دانشمندان نامبرده ، از خود نشان دادند ، توانستند تا حدودى جبران خسارات مادّى و معنوى وارده را بنمايند ، و در اندك مدّت ، علم و دانش مجدّدا رونق گرفت و كاخ رفيع علم دوباره سر به فلك كشيد ، و خلأ پيشآمده را تا حدودى پر ساخت . اين زندگى نوين ، مرهون تلاشها و زحمات مداوم علما و دانشمندان آن عصر بود . همهشان با شعر خواجه نصير الدّين طوسى ، مترنّم بودند :
لذّات دنيوى ، همه هيچ است نزد من * در خاطر از تغيّر آن ، هيچ ترس نيست
روز تنعّم و شب عيش و طرب مرا * غير از شب مطالعه و روز درس نيست
يا خواجه حافظ شيرازى جايى كه گويد :
حافظا ، در كنج فقر و خلوت شبهاى تار * تا بود وردت دعا و درس قرآن ، غم مخور
عشقت ، رسد به فرياد ، گر خود بسان حافظ * قرآن ، زبر بخوانى با چارده روايت
* در زمينهء تفسير
تفاسيرى كه در اين قرن تأليف شده است ، بيشتر يا قريب به اتّفاق آنها از خوان گستردهء پيشتازان اين علم در قرون پيشين ، مانند ابو الفتوح رازى ، جار اللّه زمخشرى ، امين الإسلام طبرسى و فخر الدّين امام رازى ، متنعّم و بهرهمند شدهاند ، و احيانا ، با توجّه به شرايط عصر و نيازهاى ضرورى آن ، مطالبى را بر مطالب موجود آنها افزودهاند . در اين قرنى كه درصدد بررسى آن هستيم با عنايت ربّانى ، تعداد بيست نفر ، از مفسّران عاليقدر قرآن و اين عاكفان عتبهء مقدّسهء ثقل اعظم را به معرض ديد و مطالعهء اهل فضل و كمال قرار مىدهيم . اميد از فضل و كرم الهى آن است ، كه ما را در اين سير و سياحت يارى فرمايد ، و اسباب و وسائل تهيّه و تنظيم ديگر قرنها و بخشها را نيز فراهم فرمايد ، و اين سير و سفر با همهء پيچوخم آن ، جز با لطف خاصّ الهى ميسور و ممكن نيست . و هو ولىّ التّوفيق .
185 . تفسير استرآبادى [ اوايل قرن هفتم ]
مؤلّف آن ، عبد الرّشيد بن حسين بن محمّد استرآبادى ، يكى از اعيان و اعلام قرن هفتم هجرى مىباشد . نام كامل تفسير او ، « تأويل الآيات الّتى تتعلّق بها اهل الضّلال » مىباشد . از نام آن مشخّص مىگردد كه فعّاليّت قرآنى او ، پيرامون آيات متشابه و آن نوع از معارف قرآنى است ، كه اهل بدعت و ضلالت ، مىتوانند از ظواهر آنها به نفع اهداف و مقاصد سوء خود بهره بجويند .
نگارنده ، خود ، اين تفسير شريف را نديده است ، ولى ، بنا به تأييد دو تن از رجال قرآنى ، اين نگارش و معرّفى صورت مىگيرد :
1 . مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانى :
او مىنويسد : « مرحوم ابن طاوس ، مؤلّف سعد