آموزش ديد ، سپس وارد يمن گشت ، مردم را به عنوان امامت بهسوى خود دعوت نمود ، قبايل چندى با او بيعت نمودند ، پس بر شهر « صعده » استيلا يافت و به شهر « صنعا » نيز دستيافت و اقامت خود را در شهر « ذى بين » قرار داد ، و قلعهء ذى بين را حصاركشى نمود ، علىّ بن محمّد صليحى ظهور نمود ، با او به مقاتله پرداخت ، پس از معركهء طولانى ، كه بين او و صليحى رخ داد ، كشته شد ، و در محلّى به نام « افيق » از بلاد عنس ، مدفون گرديد از آثار او ، كتابى در تفسير قرآن مجيد مىباشد كه در چهار جزء قرار دارد » . « 1 » و تفسير ديگرى بنام « العهد الجديد فى تفسير القرآن المجيد » مىباشد كه مرحوم حاج آقا بزرگ در الذريعة ( ج 4 ) از آن ياد كرده است .
153 . تفسير پاك [ حدود 450 ه ]
تفسير پاك ، نام و عنوان قطعاتى از تفسير بىنام و نشان فارسى است ، كه نشان مىدهد ، در اواخر قرن چهارم و اوايل قرن پنجم نوشته شده است . اين تفسير از سوى بنياد فرهنگ ايران در سال 1345 ه ، چاپ و انتشار يافته است . نمونهء موجود تفسير فوق ، از آيهء 65 سورهء بقره ، تا پايان آيهء 151 آن سورهء مباركه مىباشد .
نسخهء اين تفسير ، بسيار قديمى و ناقص ، از كتابخانهء دانشگاه لاهور به دست آمده است ، و از خصوصيّات و سبك نگارش و املاء كلمات آن ، كارشناسان حدس زدهاند كه نگارش آن ، به حدود نيمهء اوّل قرن پنجم مىرسد . اين تفسير نخست به صورت چاپ عكسى انتشار يافت . پس از نشر آن ، بنا به درخواست دوستداران معارف قرآنى ، به صورت چاپ حروفى ، در سلسله انتشارات زبان و ادبيّات فارسى ، منتشر شد و مقدّمهاى هم بر آغاز اين چاپ آمده است ، كه طالبان را در جريان مشخّصات نسخهء خطّى تفسير قرار مىدهد .
* نمودارى از نثر و محتواى آن
به عنوان نشان دادن نثر آن ، قسمتى از داستان هاروت و ماروت نقل مىشود : « و قصّه اين چنانست كه كلبى ياد كرد ، اندر كتاب خود ، كه وقتى فرشتگان آسمان به زمين نگريستند ، از اهل زمين معصيت و فسادها بديدند . گفتند : يا رب نه اينكه ما گفته بوديم
« أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها »
( بقره / 30 ) ، گفته بوديم كه در زمين باز خلقانى آفرينى كه ايشان گناهان كنند و تباهيها كنند ، اينك مىكنند . خداوند به فرشتگان وحى كرد ، و گفت ، بنگريد تا اندر آسمانها از شما فريشتگان كيست خويشتندارتر و پارساتر ، صد فريشته بگزينيد ، و پس گفت نود فريشته بگزينيد و پس گفت هشتاد ، هم چونين تا گفت از جملهء ايشان سه تن را اختيار كنيد ، تا من همان شهوت كه اندر فرزندان آدم نهادهام ، اندرين فريشتگان بنهم و پس ايشان را به زمين فرستم ، اگر ايشان خود را از گناهان نگاه دارند و نگاه توانند داشتن ، آنگاه شما را رسد كه بر فرزندان آدم دراز زبانى كنيد .
ايشان اندر آسمان ، سه فريشته اختيار كردند :
يكى عزا ، د ديگر عزايا و سديگر عزازيل . ايزد تعالى شهوت اندريشان مركّب كرد . اينكه عزازيل بود ، چون اندر خويشتن آن شهوت بديد و طبع او خواهان گشت مر شهوتها را ، شرم گرفت از خداى عزّ و جلّ ، حاجت اندر خواست تا آن شهوت از وى برگيرد و او را به حال اوّل بازبرد . ايزد تعالى دعاى وى مستجاب كرد و آن حال از وى دفع كرد . اكنون آن فريشته از شرم خداوند تعالى سر اندر پيش افكنده است گويند كه تا قيامت سر برنيارد .
امّا آن دو فرشته عزا و عزايا ، عزا آنكه هاروت است ، و عزايا ، آنكه ماروت است ايزد تعالى ايشان
هامش
( 1 ) معجم المؤلّفين ، ج 13 ، ص 69 - كشف الظّنون ، ص 1724 - الأعلام زركلى ، ج 7 ، ص 347 ، طبع جديد الموافق الوردية 3 / 96 - الشافى .