جاودان او ، در طول قرون و اعصار ، همچنان درخشان و ماندگار است . در كامل ابن اثير ، دراينباره آمده است : « شريف رضى ، صاحب ديوان معروف ، در سال 406 وفات نمود ، جمع كثيرى در تشييع جنازهء او حضور پيدا كردند ، ولى برادرش ، سيد مرتضى ، نتوانست در تشييع او شركت جويد ، چون تاب تحمّل جنازهء برادر را نداشت . شعراى متعدّدى در رثاى او ، اشعارى و برادرش شريف مرتضى نيز مرثيهاى سروده كه عنوان آن اين است :
يا للرّجال ، لفجعة جزمت يدى * و وددتها ذهبت علىّ برأسى » « 1 »
143 . تفسير نيشابورى [ اوايل قرن پنجم ه ]
مؤلّف بزرگوار آن ، ابو الفتح ، « 2 » شيخ متديّن و عادل ، محسن بن حسين بن احمد نيشابورى خزاعى ، يكى از اعلام قرن چهارم و اوايل قرن پنجم هجرى مىباشد . او عموى بزرگوار شيخ عبد الرّحمن نيشابورى معروف ، - متوفّى 445 هجرى - از خاندان بزرگ خزاعى است ، كه ابو الفتوح رازى نيز از اخلاف آن خاندان مىباشد .
* گفتار شيخ رازى
شيخ منتجب الدّين ، عليّ بن عبيد اللّه رازى ، او را ثقه ، واعظ و حافظ ، معرّفى مىنمايد ، و از تأليفات او ، « الأمالى » ( حديث ) ، « كتاب السّير » و كتاب « اعجاز القرآن » و كتاب « بيان من كنت مولاه ، فهذا عليّ مولاه » را مىشمرد . مجموع اين كتابها را شيخ و استاد او ، سيّد جمال الدّين ، ابو الفتوح خزاعى ، از پدرش ، از جدّش ، از او ( كه رحمت خداوند بر همهشان باد ) روايت نموده است . « 3 »
* گفتار ابن سمعانى
او گويد : « برادرزادهء او ، تعدادى از امالى را مطالعه نموده است ، از جمله ، املائى از آن در خصوص اسلام ابى طالب بوده است ، كه وى بر طريقهء شيعه بود ، ولى بسيار احاديث دانستى ، و بدان زياده از حدّ شعف داشتى . » « 4 »
يحيى بن ابن طىّ گويد : « وى يكى از داناترين مردم ، نسبت به حديث و رجال آن بود ، و گويند در مجلس او ، بيش از سههزار دوات حاضر مىبود ، ( يعنى بيش از سههزار نفر با قلم و دوات ، براى نوشتن مجالس درس او حاضر مىشدهاند . ) ، و هرگاه با وى گفتندى ، فلان حديث در صحيحين است ، ( يعنى صحيح بخارى و صحيح مسلم ) ، وى گفتى : آرى در مقصورين ، چنين روايت شده است ، و نيز گفتى : به خدا سوگند ، اگر مردم انصاف دادندى ، جز اندكى از احاديث در آن دو كتاب سالم نماندى . »
او مىافزايد :
« حديثى از احاديث نبوى ، از او پرسيده نمىشد ، مگر آنكه صحيح آن را از سقيم بازشناختى ، و پيوسته مىگفت ، صدهزار حديث كه مردم به آن عمل مىكنند ، ولى آنها را اصلى و صحّتى نيست ، بيفكندمى . » « 5 »
ذهبى در تاريخ الإسلام گويد : « اين سخن ، كلام كسى است ، كه در دل ، نسبت به اسلام و مسلمين كينه داشته باشد ، صاحب ترجمه در تشيّع غلوّ داشت ، او در سال 445 ه ، وفات يافت . » « 6 »
( البتّه تعصّب ذهبى اموى نسبت به شيعه ، معروف است )
هامش
( 1 ) كامل ابن اثير ، ج 9 ، ص 261 - 262 چاپ دار بيروت .
الاعلام زركلى ج 6 ، ص 98 ؛ اعيان الشيعة ج 44 ، ص 173 - 178 طبع دار التّعريف بيروت 1983 م - كشف الظنون ص 472 .
( 2 ) مستدرك الوسائل ج 3 ، ص 488 .
( 3 ) فهرست شيخ رازى ص 102 ، كد 360 .
( 4 ) پيشگفتار محقق معروف ، علّامه محمد قزوينى بر تفسير ابو الفتوح رازى .
( 5 ) امل الآمل جلد 2 ، صفحه 228 .
( 6 ) لسان الميزان ج 3 ، ص 404 - 405 .