تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 365

مساهمون:

ص٣٦٥
3 . خصائص الائمّة ( عليها السلام ) . 4 . نهج البلاغة في كلمات علىّ ( عليه السلام ) . 5 . الزّيادات في شعر ابى تمّام . 6 . تعليق خلاف الفقهاء . 7 . مجازات الآثار النّبويّه . 8 . تعليقة في الايضاح لأبى على . 9 . كتاب الجيّد من شعر ابن الحجّاج . 10 . كتاب الزّيادات في شعر ابن الحجّاج . 11 . مختار شعر ابى اسحاق الصّابى . 12 . كتاب ما دار بينه و بين ابى اسحاق ، من الرّسائل ( شعر ) . « 1 » 13 . اخبار قضاة بغداد . « 2 »

* گفتار آية اللّه خويى ( ره )

صاحب معجم رجال الحديث ، پس از نقل گفتار نجاشى ، سخن ابن شهرآشوب ، در معالم العلماء را ، در حقّ او مىآورد ، كه در باب « راء » ، تحت عنوان الشّريف الرّضى الموسوى ، چنين گفته است : « ابو الحسن ، محمّد بن الحسين ، او راست ، كتاب نهج البلاغة ، حقايق التّنزيل ، تلخيص البيان من مجازات القرآن ، معانى القرآن ( كه نظير آن پيدا نمىشود . . . ) ، مجازات الآثار النبّويّة ، خصائص الائمّة و ديوان شعر ، در چهار مجلّد » . سپس مىافزايد : « امر او در توثيق و جلالت ، مشهورتر از آن است ، كه بيان شود . » « 3 »

* گفتار ابن ابى الحديد

او در معرّفى سيّد ، او را عفيف ، و شريف النّفس ، معرّفى مىكند ، كه هرگز ، از شخصيّت يا مقامى ، صله و جايزه ، نپذيرفته است ، او صله‌ها و جوايز پدر را نيز ، رد مىكرد . نفس او جوياى بزرگىهايى بود ، كه در سينه مىپروراند ، و در شعر مىسرود . او درگذشت ، ولى هنوز ، به مقصود خود ، نايل نيامده بود . اشعارى از او را درباره اين اهداف ذكر مىكند . ابن خلّكان و ابن جنّى ، در برخى از آثار خود ، آورده‌اند كه ، شريف رضى ، در ده‌سالگى ، پيش ابن صيرافى ، نحوى معروف به عنوان تحصيل قرار گرفت ، تا به او نحو ياد دهد . روزى در حلقهء درس برحسب عادت آموزش ، با او در مورد اعراب برخى از كلمات به گفتگو پرداخت ، از او پرسيد : « هنگامى كه گفتيم « رأيت عمرا » ( عمر را ديدم ) ، علامت نصب آن چيست ؟ » سيّد رضى ، بدون مكث و توقّف گفت : « بغض و دشمنى على » . صيرافى و حاضران ، از حدّت ذهن و سرعت جواب او ، متحيّر ماندند . بحث از عظمت علمى و مناعت طبع و بزرگوارى سيّد شريف ، باآن‌همه گفته‌ها و توصيف‌هائى كه از او به عمل آمده است ، امر بىفايده محسوب خواهد شد . شهرت سيّد بزرگوار با موسوعهء ارزشمند نهج البلاغة ، توأم با شهرت جهانى آن كتاب بزرگ ، ورد زبانها و نقل محافل علمى است .

* تفسير حقايق التّأويل

تفسيرى كه هم‌اكنون مورد بحث ماست ، بنام حقايق التّأويل فى متشابه التّنزيل ، اخيرا ، از سوى منتدى النّشر حوزهء علميّه نجف ، چاپ و در ايران نيز ، مكرّر به صورت افست ، تكثير شده است . از ميان چندين مجلّد آن ، تنها يك جلد ، از آن به دست آمده است كه در حدّ يك‌پنجم مجموعهء تفسيرى است كه از كتابخانهء آستان قدس رضوى مشهد ، به دست آمده است . در اين كتاب ، به حلّ 37 مورد ، از آيات متشابه پرداخته شده است كه با توجّه به آنها ،
هامش
( 1 ) رجال نجاشى ص 398 ، رقم معرفى 1065 ، چاپ جامعهء مدرسين . ( 2 ) الذريعة ج 1 ، ص 345 . ( 3 ) معجم رجال خوئى ج 16 ، ص 19 - 20 ، كدّ معرفى 1059 .