ابو سليمان يحيى بن يعمر وشقى عدوانى ؛ نخستين فردى است كه مصاحف را نقطهگذارى نموده است ولادتش در اهواز و سكونتش در بصره بوده است او از علماى تابعين عارف بر حديث و فقه و لغت عرب و از نويسندگان نامههاى ديوانى بود او برخى از صحابه را درك نمود لغت را از پدرش و نحو را از ابو الأسود دؤلى آموخت او فرد فصيح بود او پيروى از اهل بيت ( ع ) تشيّع را پذيرفت بىآنكه در مورد ديگران نقص و ايرادى وارد سازد او در مصاحبت يزيد بن مهلّب در سال 83 به خراسان عزيمت نمود او كاتب رسائل و مكاتبات وى بود حجّاج بن يوسف از قدرت قلم او به شگفت افتاد از يزيد او را خواست پس او به عراق بازگشت با او به گفتگو پرداخت ولى از صراحت لهجهء او خوشش نيامد پس دوباره به خراسان بازگشت ، هنگامى كه قتيبه بن مسلم حكومت رى را دريافت او را به قضاوت مرو گماشت . . . . » « 1 »
در الروض الزاهر از شعبى نقل نموده است :
« هنگامى كه به حجّاج بن يوسف رسيد كه يحيى ، معتقد است كه حسن و حسين ( ع ) فرزندان پيامبر خدا ( ص ) هستند آنوقت يحيى در خراسان زندگى مىكرد و قتيبه بن مسلم استاندار ناحيه بود به او نوشت كه يحيى را پيش حجّاج بفرستد . هنگامى كه يحيى بر حجّاج وارد شد شعبى گويد من حضور داشتم .
حجّاج گفت : شنيدم كه تو گمان مىبرى كه حسن و حسين ، فرزندان پيامبر خدا ( ص ) هستند ؟
يحيى : آرى اى حجّاج ! : شعبى گويد من از جرئت در ذكر نام صريح حجّاج تعجّب كردم .
حجّاج : به خدا قسم اگر از اين عقيده بيرون نشوى يا يك دليل روشن از قرآن البتّه جز آيه مباهله
وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَكُمْ
نياورده باشى ترا قطعهقطعه مىكنم كه بزرگترين قطعه بدنت به اندازه دانهء جو باشد .
يحيى : اگر بيّنه و دليلى از قرآن بياورم جز آن آيه فوق ، آيا در امان هستم ؟
حجّاج : آرى .
يحيى : شروع به خواندن آيهء شريفهء :
( وَ وَهَبْنا لَهُ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ
وَ يُوسُفَ وَ مُوسى وَ هارُونَ وَ كَذلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ
وَ زَكَرِيَّا وَ يَحْيى وَ عِيسى وَ إِلْياسَ
. . . كُلًّا هَدَيْنا وَ نُوحاً هَدَيْنا مِنْ قَبْلُ وَ مِنْ ذُرِّيَّتِهِ داوُدَ وَ سُلَيْمانَ وَ أَيُّوبَ وَ . . . )
او خطاب به حجّاج گفت پدر عيسى كى بود در حالى كه خداوند او را به ذريّه و نسل ابراهيم پيوسته است ؟ فاصله بين ابراهيم و عيسى خيلى بيشتر از فاصله بين حسنين ( ع ) و محمّد ( ص ) مىباشد در صورتى كه خداوند به ابراهيم لاحق ساخته است .
حجّاج : تو اكنون آزاد هستى چون دليل روشن آوردى به خدا چندين بار اين آيه را خواندهام ولى هرگز توجّهى به اين نكته پيدا نكرده بودم . . . » .
مرحوم سيد صدر پس از نقل اين حادثه مىفرمايد :
اين واقعه را ابن خلّكان و ديگر علماى حديث نقل كردهاند و از نوع خبر مستفيض ، پيش آنان مىباشد . او در سال 129 هجرى وفات نمود . « 2 »
20 . ابن ابى شعبه حلبى [ ت : 135 ]
ابو جعفر محمّد بن عليّ بن ابى شعبه حلبى ( متوفى 135 ه ) از اصحاب امام صادق ( ع ) و از مفسرين و فقهاى ارزشمند و والامقامى بوده است ابن عقده زيد جارودى ( متوفى 333 ه ) به دو واسطه در
هامش
( 1 ) الاعلام زركلى ج 8 ، ص 177 او از منابع : تهذيب 11 ، ص 305 طبقات النحويّين زبيدى ص 225 اخبار النحويّين البصريتين 22 بغية الوعاة ص 417 ، مرأة الجنان 1 ، ص 271 ، النجوم الزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة .
( 2 ) تأسيس الشيعة ، ص 65 .