تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
حال او را آورده است او را از اصحاب سه تن از پيشوايان معصوم ( ع ) شمرده است و نقل مىكند كه شيخ طوسى ( ره ) او را به‌عنوان « ابو محمد قرشى مفسّر » تعبير آورده است . وى مىافزايد : « ابن قتيبه در شرح حال او نوشته است او در سدّهء سند ، خمر و شرب مىفروخته است پس به‌همين‌جهت « سدّى » ناميده شده است و ظاهر امر اينست اين امر اشتباه و غلط مىباشد » . « 1 » نويسنده مىگويد : « هر شخصيّت پاك شيعه زير عينك ذرّه‌بين اهل سنّت درآيد يا خمّار خواهد بود يا غمّاز و اين امر يكى از مسلّمات تاريخ جفاكار مىباشد و در تذكرهء سبط بن جوزى آمده است كه او حسن بن على ( ع ) را نيز ديده است . صاحب معجم رجال الحديث ذكر مختصر او را آورده است و گويد : « او از اصحاب عليّ بن الحسين و از اصحاب امام باقر و صادق ( ع ) مىباشد و از او به عنوان مفسّر كوفى تعبير مىآورد . » « 2 »

17 . جابر بن يزيد جعفى [ م 128 ه ]

جابر بن يزيد جعفى تابعى ، يكى ديگر از مفسران نامدار قرن دوّم هجرى مىباشد او از شاگردان خاصّ امام محمّد باقر ( ع ) مىباشد و تفسير را نيز از ايشان فراگرفته است . نجاشى در رجال خود گويد : « ابو عبد اللّه يا ابو جعفر جعفى عربى اصيل و قديم مىباشد ، ايّام امام محمّد باقر و امام صادق ( ع ) را درك كرده است و در روزگار امام صادق ( ع ) به سال 128 از دنيا رفته است ؛ كتابهائى دارد كه يكى از آنها تفسير قرآن مجيد مىباشد و كتاب‌هاى ديگر او : « النّوادر » « الفضائل » « الجمل » « الصفّين » « النهروان » و مقتل امير المؤمنين و مقتل الحسين ( ع ) مىباشد . » « 3 » خود نجاشى با پنج واسطه از او روايت مىكند . » « 4 » شيخ طوسى ( ره ) مىگويد : « جعفى اصلى دارد و كتابى نيز در تفسير دارد او در سال 128 فوت نموده است ولى يحيى بن معين گفته است در سال 132 وفات نموده است او از قبيلهء أزد مىباشد . » شيخ مفيد ( ره ) در رسالهء عدديّه او را از كسانى شمرده است كه طعن و مذمّتى در حقّش نيست و هيچ‌گونه راه شماتتى ندارد . علّامه حلّى ( ره ) در بخش اوّل از باب سوم در فصل جيم آورده است : « سيد علىّ بن احمد بن عقيقى علوى از ابى عمّ خود از بن ابان ، از حسين بن ابى العلاء روايت نموده است كه امام صادق ( ع ) در حقّ او استرحام نموده است و فرموده است او درست حديث نقل مىكرد ولى امام ( ع ) ، مغيره را مورد لعن قرار داده است كه او به اهل بيت ( ع ) دروغ مىبست . »

* شيوهء تفسيرى او

روش تفسيرى جابر منقول و مأثور بوده است و ثابت حذّاء ، در تفسير قمّى تفسير آيهء شريفهء
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ »
( سورهء بقره ، آيهء 34 ) را از او روايت كرده است » . در معجم رجال الحديث پس از نقل روايات مادح و ذامّ مىفرمايد : « آنچه سزاوار است در حقّ او گفته شود اين است كه اين مرد را بايد از افراد موثّق و جليل القدر به شمار آورد . چون افرادى مانند : ابن قولويه ، عليّ بن ابراهيم ، شيخ مفيد ، ابن غضائرى و علّامه حلّى به جلالت قدر و صدق گفتار او شهادت
هامش
( 1 ) قاموس الرجال ، ج 2 ، ص 74 - 76 ، كد معرفى 840 . ( 2 ) معجم رجال الحديث ج 3 ، ص 148 . ( 3 ) رجال نجاشى ص 128 شماره معرّفى 332 . ( 4 ) الذريعة الى تصانيف الشيعة ج 4 ، ص 268 .
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 235 | عبد الرحيم عقيقي بخشايشي