آشكار آنان را مىداند .
حجّاج : نخواستى سخن مرا تصديق نمائى .
سعيد : دوست نداشتم ترا تكذيب نموده باشم . « 1 »
هنگامى كه اهل كوفه از ابن عبّاس در مورد امور دينى مىپرسيدند او در پاسخ گفت : آيا سعيد بن جبير در ميان شما نيست ؟ »
ابن نديم در الفهرست نام او را همراه تفسيرش مىآورد .
ميمون بن مهران گفته است : سعيد بن جبير از دنيا رفت ولى در روى زمين كسى پيدا نمىشد كه بر دانش او نيازمند نباشد . « 2 »
سيوطى در الإتقان از قتاده نقل مىكند كه او گفته است : « چهار تن از تابعين در علم تفسير داناترين هستند كه سعيد بن جبير در آن ميان ، از همگان اعلم و داناتر به تفسير قرآن مىباشد . »
عطاء بن ابى رباح آشناتر به مناسك و عكرمه آشناتر به سيرهء و تواريخ و حسن آشناتر به حلال و حرام و سعيد بن جبير ، آشناتر به علم تفسير مىباشد . » « 3 » مرحوم سيد حسن صدر اعتقاد دارند كه كتاب تفسيرى وى نخستين تأليف در علم تفسير مىباشد ، ولى ابن خلكان معتقد است كه از او خواستند كتابى در تفسير بنويسد نپذيرفت . صاحب كتاب طبقات المفسّرين او را از طبقهء سوم ذكر كرده است و او نيز آن گفتار ابن عباس را كه در پاسخ درخواست اهل كوفه به سعيد بن جبير ارجاع داده بود ، نقل مىكند . او از تربيتيافتگان مكتب علوى ( ع ) بود و مىگفت « اذا ثبت لنا الشّيء عن علىّ ، لم نعدل عنه . »
وقتى صدور چيزى از راه على ( ع ) به ما محرز گرديد هرگز از آن عدول نمىكنيم . « 4 »
نوشتهاند : « به هنگام شهادت هنگامى كه به رو خواباندند در آن دم شنيده شد كه اين آيه را تلاوت مىفرمايد :
« فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ »
به هر سمت كه رو كنيد همانجا ، سمت خداست . » « 5 »
طبرى در حق او گويد : « او ثقه ، حجّت و پيشواى مسلمين بود . »
ابن حيّان گويد : « او فرد مورد اجماع و اتّفاق مسلمانان است ، بندهء فاضل و پرهيزگارى بود . »
راهبى در حقّ او گفته است : « او از بزرگان تابعين و پيشروان آنان در تفسير ، حديث و فقه بود . »
سيوطى : « او اعلم تابعين در علم تفسير بود . » « 6 »
8 . ابو الأسود دئلى بصرى [ ت : 69 ه ]
نام او ظالم بن عمرو بن جندل بن يوسف از قبيلهى « كنانه » مىباشد . او علم نحو را از محضر مبارك امام على ( ع ) در كوفه فراگرفت . در طبقات سيوطى مىنويسد : « كان ابو الأسود » « 7 » اوّل من نقّط المصحف و من شعّره يعنى ابو الأسود نخستين فردى است كه نقطهگذارى قرآن و تشعير آن را آغاز كرده است .
( تشعير علامتگذارى قرآنى مىباشد )
زمخشرى گويد : « زياد بن ابيه از او در مورد دوستى على ( ع ) پرسيد او در پاسخ گفت : محبّت او در دل من روزافزون است آنگونه كه محبّت معاويه در دل تو مىافزايد تنها فرقش اينست كه من براى خدا و روز آخرت او را دوست دارم تو براى دنيا و زينت آن ، به او ارادت مىورزى . » « 8 »
هامش
( 1 ) التمهيد لعلوم القرآن استاد محمّد هادى معرفت ج 2 ، ص 190 .
( 2 ) تاريخ اليعقوبى ج 2 ، ص 292 .
( 3 ) تأسيس الشيعة ، ص 322 ، الإتقان سيوطى ج 2 ، ص 17 .
( 4 ) التّفسير و المفسرون ج 1 ، ص 90 .
( 5 ) تهذيب التهذيب ج 4 ، ص 11 .
( 6 ) الإتقان ج 2 ، ص 189 .
( 7 ) بقية الدعاء ص 374 .
( 8 ) روضات الجنات ، ج 4 ، ص 169 ، نقلا عن ربيع الابرار زمخشرى .