امام حسن عسكرى ( ع ) و تفسير قرآن
در عصر زندگى امام ( ع ) گرايشهاى كلامى و فلسفى آغاز شده بود مسلمانان با صاحبان مكاتب فلسفى و علمى و كلامى روبهرو بودند فتوحات اسلامى تا اراضى روم ، هندوستان ، تركستان گسترش يافته بود طبعا آراء ، افكار آن ديار نيز ، به حوزههاى اسلامى انتقال مىيافت اين امام عسكرى بود كه علم و دانش خود را از منبع زلال وحى اخذ كرده بود مىتوانست جوابهاى قانعكننده بدهد تا عظمت اسلام و منطق گوياى آن را برملا و مردم را از انحراف و اعوجاج نجات بخشد . « 1 »
1 . پاسخ به دعاوى كندى :
اسحاق كندى يكى از فلاسفه اسلام و عرب شمرده مىشود كتابى در مورد « تناقضات قرآن » برحسب زعم و پندار خويش تأليف مىكرد و مدّتى را در منزل عزلت و گوشهنشينى اختيار كرده بود روزى برخى از شاگردان او ، به محضر امام شرفياب شدند تا چشم حضرت به آنان افتاد فرمودند : « آيا در ميان شما مرد رشيدى وجود ندارد تا گفتههاى استادتان كندى را پاسخ گويد ؟
يكى از شاگردان عرض كرد ما همگى از شاگردان او هستيم و از ما ساخته نيست در برابر استاد قد علم كرده يا اعتراض و سخنى داشته باشيم .
امام ( ع ) فرمود : اگر مطالبى به شما تلقين و تفهيم شود مىتوانيد آنها را نقل و بازگو نمائيد .
گفتند چرا ؟ امام ( ع ) فرمود : وقتى به حضور استادتان رسيديد با او با گرمى و محبّت رفتار نمائيد و سعى كنيد با او انس و ألفت داشته باشيد هنگامى كه انس و ألفت برقرار شد با او اين مسئله را در ميان بگذاريد كه : مسألهاى به من عارض شده است كه جز شخص شما كسى را شايستگى حلّ آن نيست و آن مسئله اينست : آيا گوينده قرآن مىتواند از گفتار خود ، غير آن معانى را كه شما حدس مىزنيد اراده كرده باشد ؟
او به شما پاسخ خواهد داد : بلى ، چنين امكانى وجود دارد .
وقتى او چنين اعتراف و اقرارى را ابراز نمود به او بگوئيد پس تو چه مىدانى شايد گوينده قرآن از
هامش
( 1 ) يعقوب بن اسحاق كندى عراقى يكى از فلاسفه قرن سوم هجرى مىباشد آراء و نظرات فلسفى خاصّ خود را دارد .