تخطي إلى المحتوى الرئيسي

طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 170

مساهمون:

ص١٧٠
مىرود . » « 1 »

4 . مال كثير چقدر است ؟

از آن حضرت در مورد فردى سؤال كردند كه نذر كرده است : « در راه خدا اموال كثيرى را تصدّق خواهم نمود » چه مقدارى صدقه دهد ؟ امام ( ع ) در پاسخ فرمودند : اگر فردى كه سوگند ياد كرده است صاحب گوسفند باشد پس مىبايست 84 رأس گوسفند اگر داراى شتر است 84 نفر شتر و اگر صاحب دراهم و پول است پس 84 درهم بپردازد . چون خداوند متعال فرموده است : « و لقد نصركم اللّه فى مواطن كثيره و يوم حنين » « 2 » مواطن مورد تأييد رسول خدا پيش از نزول اين آيه شمرده‌اند پس 84 موطن و مورد بوده است . « 3 »

5 . حرمت خمير :

عليّ بن يقطين گويد : مهدى خليفه عبّاسى از امام موسى بن جعفر ( ع ) در مورد « خمر » پرسيدند : آيا در كتاب خدا حرام شده است ؟ در صورتى كه مردم نهى از خمر را مىشناسند ولى تحريم آن را نمىشناسند ؟ امام ( ع ) فرمودند : بلى خمر در كتاب خدا هم تحريم شده است . مهدى پرسيد : در كدام آيه از آيات الهى اى ابو الحسن ؟ امام ( ع ) فرمودند در آيه شريفه « انّما حرّم ربّى الفواحش ما ظهر منها ، و ما بطن ، و الإثم و البغى به غير الحقّ » « 4 » مقصود از « ما ظهر منها » آن زناى آشكار است كه زناكاران عهد جاهليّت بر سر دربها پرچم مىافراشتند . و مقصود از « ما يطن » ازدواج با همسران پدران مىباشد كه در جاهليّت پس از مرگ پدر ، پسران با آنان ازدواج مىكردند و مقصود از « إثم » خود خمر و شراب مىباشد جايى كه خداوند متعال در جايگاه ديگرى از قرآن مىفرمايد : « يسألونك عن الخمر و الميسر قل فيهما إثم كبير » « 5 » إثم در كتاب خدا خمر و ميسر مىباشد و اثم آنها بيشتر از نفع آنها است . مهدى به علىّ بن يقطين گفت : اين يك فتواى هاشمى است . علىّ بن يقطين گفت : آرى راست مىگويى و شكر خدا را كه اين علم و دانش را از شما اهل بيت بيرون نبرده است . مهدى گفت : راست گفتى اى رافضى ! « 6 »

6 . توحيد و خداشناسى :

محمد بن عمير گويد : به محضر آقا و سرورم موسى بن جعفر ( ع ) وارد شدم عرضه داشتم اى فرزند رسول خدا ( ص ) توحيد را به من بياموز : امام ( ع ) فرمود : اى ابا احمد ! در مسئله توحيد نبايست از آنچه كه خداوند تعيين فرموده است تجاوز كرد كه به وادى هلاكت مىافتى بدانكه خداوند واحد ، احد ، صمد مىباشد والد نيست تا ارث برده شود و مولود نيست كه شريكى داشته باشد او صاحب ، فرزند نيست و شريكى اتّخاذ نكرده است او هميشه زنده است مرگ و ممات بر او راه ندارد ، او قادرى است هرگز عاجز و ناتوان نمىگردد او قاهر و پيروز است كه هرگز مغلوب نمىگردد او حليم و بردبار است كه هرگز عجله نمىكند او دائم و هميشگى است هرگز از بين نمىرود او باقى و پايدار است هرگز فانى نمىشود ، ثابت و استوار است هرگز زوال ندارد او غنى و
هامش
( 1 ) اصول كافى ، باب قرائت قرآن . ( 2 ) سوره توبه آيه 2 . ( 3 ) بحار الأنوار ج 11 ، ص 353 . ( 4 ) سوره اعراف آيه 33 . ( 5 ) سوره بقره آيه 219 . ( 6 ) بحار الأنوار ج 11 ، ص 277 .