تلاوت نمود و پرسيد آيا پدر عيسى كى بود . . . ؟
هارون : عيسى كه پدر نداشت .
امام ( ع ) : درست است عيسى ( ع ) پدر نداشت ولى خداوند او را بواسطه مريم به نسل انبياء و پيامبران پيشين داود ، سليمان و . . . پيوست داده است و همچنان ما را نيز از ناحيهء مادرمان فاطمه ( ع ) به نسل پيامبر اسلام رسول خدا ( ص ) ملحق و پيوست داده است .
مباهله :
آنگاه امام ( ع ) افزود مىخواهى چيز ديگرى را بيفزايم ؟
هارون گفت : خوب بياور ! امام فرمودند خداوند متعال در آيه شريفه آل عمران مىفرمايد :
« فمن حاجّك من العلم فقل تعالوا ندع أبناءنا و أبناءكم ، و نساءنا و نساءكم ، و انفسنا و انفسكم ثمّ نبتهل فنجعل لعنة اللّه على الكاذبين . » « 1 »
اين آيه در داستان مباهلهى نجران با پيامبر اسلام ( ص ) نازل گرديده است و كسى ادّعا نكرده است كه پيامبر خدا زير عبا به هنگام مباهله جز :
علىّ بن ابى طالب ، فاطمه و حسنين ( ع ) را وارد كرده باشد پس تأويل كلام الهى در مورد « أبنائنا » : حسن و حسين ( ع ) و « نسائنا » : فاطمه زهرا ( س ) و « أنفسنا » :
عليّ بن ابى طالب ( ع ) مىباشد علاوه بر آن علماء اجماع نمودهاند كه جبرئيل در روز « أحد » به پيامبر خدا ( ص ) گفت اين فداكارى مواساة و از خودگذشتگى از على است پيامبر خدا ( ص ) فرمود :
چون او از من و من هم از اويم جبرئيل گفت من هم از شما دو نفر مىباشم سپس جبرئيل گفت :
« لا سيف الّا ذو الفقار و لا فتى إلّا علىّ » آنچنانكه خداوند متعال خليل خود را با كلمه « فتى » تعريف كرده است جايى كه در داستان شكستن بتهاى ستاره ستارهپرستان مىفرمايد : « فتى يذكرهم يقال له ابراهيم « 2 » ما پسر عموهاى شما خليفه به گفتار جبرئيل افتخار مىكنيم كه او هم از ما است . »
هارون گفت : بسيار خوب گفتى آيا حوائجى دارى كه به من بيان نمايى ؟
امام ( ع ) فرمودند : نخستين حاجت من آنست كه به پسر عمويت اجازه و رخصت دهى كه به حرم جدّش ( مدينه ) و بهسوى خانوادهء خود برگردد ؟
هارون گفت : عيب ندارد بنگريم كه انشاءالله مىشود .
روايت شده است پس از اين ماجرا او را به سندى بن شاهك تحويل داد و گمان آنست كه پس از آن تاريخ پيش او وفات يافت . « 3 »
3 . تشويق به تلاوت قرآن :
شيخ مفيد در « ارشاد » نقل مىكند : مردم از امام موسى بن جعفر ( ع ) فراوان روايت كردهاند او فقيهترين مردم عصر ، و حافظترين مردم نسبت به قرآن و زيباآوازترين مردم نسبت به قرائت قرآن بود او با حزن و اندوه فراوان قرآن تلاوت مىكرد و شنوندگان آواى قرآن او به گريه مىافتادند مردم مدينه او را « زين المتهجّدين » مىناميدند « 4 » و در كافى نقل نموده است :
امام بارها مىفرمود : درجات و مراتب بهشت برحسب شمارش آيات قرآنى است گفته مىشود قرآن بخوان بالاتر برو پس او قرآن مىخواند و بالاتر
هامش
( 1 ) آل عمران آيه 61 .
( 2 ) انبياء آيه 60 .
( 3 ) عيون اخبار الرضا ص 81 ؛ معادن الحكمة ج 2 ، ص 146 ؛ قابل توجه است كه در كتاب « معادن الحكمة » ج 2 ، علم الهدى ( متوفى 1115 ) تعداد نامه از نامههاى موسى بن جعفر ( ع ) را آورده است .
( 4 ) ارشاد مفيد ص 279 ، چاپ دار الكتب الاسلامية 1377 .