آفتاب فروزان نيمروزى درخشان بر گستردهء آسمان آبى و بدون ابر ، روشن و آشكار است . شما همگى به وضوح مىدانيد كه من ، فاطمه ، دختر محمّد ( ص ) رسول خدا و پيامبر خاتم براى تمامى آدم و عالم ، دختر پيغمبر اسلام هستم و در اين امر جاى كمترين ترديد و تزلزلى نيست . پس اى گروه مسلمين و پيروان پيامبر آخرين ! آيا شما به راستى و از عمق دلوجان خود رضايت مىدهيد كه من در مورد ارث پدرم محروم شوم و در مبارزه براى تحصيل حقوق حقهء خود شكست بخورم و در اين مورد از كسانى كه قصد پايمال كردن ارث پدرىام را دارند زورگويى ببينم و ستمگرى تحمّل كنم ؟ . . .
هان ، اى پسر ابو قحافه ! اينك به من پاسخ بده كه آيا در كتاب خدا آمده است كه تو از پدر خود ارث ببرى ، امّا من از ارث پدر ، بىبهره و محروم بمانم ؟ . . .
قرآن چه مىگويد ؟
آنگاه زهراى اطهر ( ع ) با كلامى همه شور و هيجان ، و با بيانى همه درد و افسوس ، از زير پاى نهاده شدن احكام قرآن و اسلام ، و با صدايى كه مىلرزانيد و هشدار مىداد و حتّى آن افكار منحطّ و منحرف را نيز تكان مىداد و در وجودشان آتش درمىافكند ، سخنان خود را چنين ادامه داد :
« هيهات اگر بر اين گمان باشى كه طبق احكام كتاب خدا ، تو را از پدر ارث هست و مرا از ارث پدر هيچ نصيبى نيست . . . شگفتا ! اگر چنين گمان كنى ، چه تهمت ناروايى كه بر خدا بستهاى . . . آيا شما با قصد و آگاهى و از روى تعمّد كتاب خدا را پشت سر انداخته و از آن دست كشيدهايد ؟ مگر اين نيست كه خداوند متعال در قرآن فرموده است كه :
« سليمان از داود ارث برد » ؟ . . . » . « 1 »
و باز مگر در جاى ديگر نفرموده است : « خداوند دربارهء فرزندانتان سفارش مىكند كه هر پسرى را از ارث ، همچون دو دختر ( پسر را دو برابر دختر ) بهره و نصيب باشد ؟ » « 2 »
و نيز مگر خدا نمىفرمايد : « دستور داده شده كه چون يكى از شما را مرگ فرارسد ، اگر مالى از خود بجاى نهد ، براى والدين و خويشاوندان به نيكويى وصيّت نمايد و اين كار ، شايستهء پرهيزگاران است ؟ » « 3 »
سپس فاطمه ( ع ) با لحنى كه اوج گرفته بود و كلامى كه از عمق دل ، برمىخاست و فرياد حقّانيّت سر مىداد ، افزود :
« آرى ، با آنكه كلام خدا بدين وضوح و روشنى همه چيز را روشن ساخته است و با آنكه شما نيز از آن آگاه هستيد ، حال چه شده است كه پنداشتهايد مرا از مال پدر ، بهره و ارثى نيست ؟ آيا خداوند ، شما را به آيهاى از قرآن مخصوص كرده است و پدرم را كه رسول و فرستادهء اوست ، از حكم آن آيه خارج ساخته و مشمول آن نگردانيده است ؟ . . . و يا آنكه مىگوئيد اهل دو مذهب جداگانه از يكديگر ارث نمىبرند ، پس آيا من و پدرم يك مذهب نداريم ؟ و اهل يك دين و آئين نيستيم ؟ . . . و يا آنكه شما ، خود را از پدرم محمّد ( ص ) و از پسر عمويم على ( ع ) نسبت به احكام خاصّ و عامّ قرآن ، آگاهتر مىدانيد ؟ . . .
و آنگاه فاطمه ( ع ) از ته دل خروش برداشت :
« هيهات ، اى رهگمكردگان وادى غفلت ! حال كه چنين است و چنين مىپنداريد ، پس بگيريد آن را « ارث پدرى مرا ) همچون مركبى مهار كنيد و بر آن جهاز برنهيد و از آن خويشتن سازيد . . . مرا از اين
هامش
( 1 ) سوره نحل آيه 16 .
( 2 ) سوره نساء آيه 11 .
( 3 ) سوره بقره آيه 180 .