هركس كه بازپس گردد ، هرگز خداوند را زيانى نرساند ( كه از شما بىنياز است و اين شما هستيد كه همگى به دو نيازمند و محتاجيد ) و ليكن سپاسگزاران ( و مؤمنان و ادامه دهندگان راه حق ) را ، خداوند متعال پاداش خواهد داد . » « 1 »
استمداد از مهاجرين و انصار :
پس از اى پسر عمران برومند « قيله » « 2 » آيا براستى دلتان رضا مىدهد كه مرا در مورد ارثيّهء پدرم چنين بكوبند و خرد كنند و از حقّ خود محروم و بىنصيب سازند ؟ . . . درحالىكه شما چشم در چشم من داريد و صداى مرا مىشنويد ، گرد هم جمع مىشويد و انجمن و اجتماع تشكيل مىدهيد و فرياد دادخواهى مرا به گوش خود مىشنويد ، و از حال و كار من آگاه هستيد . براى يارى دادن به من ، شما را عدّه و نفرات فراوان و سازوبرگ كافى است ، سلاح و سپر و تجهيزات پيكارتان در راه حق به اندازهء كافى هست ، و در چنين شرايطى فرياد دادخواهى و التماس حقطلبى من به گوشتان مىرسد ولى پاسخم نمىدهيد . نالهء استغاثهام را مىشنويد و با اين حال ، به فريادم نمىرسيد ؟ و دادم را نمىستانيد ؟
اى كسانى كه به رزمندگى و جنگآورى معروف ، و به خير و صلاح مشهوريد ، مگر شما همان گروه دلاوران منتخب و برگزيده نيستيد كه با قبايل گمراه عرب كارزارها ، و با ددمنشان و بدصفتان پست و بدطينت ، نبردها كرده و سرفراز از ميدان بيرون آمدهايد ؟ در آن روزهاى پرشور ، ما هم چنان با يكديگر همراه و همدل و يكجهت بوديم كه تا شما به كارهايى اقدام نمىكرديد ما نيز اقدامى در آن مورد نمىكرديم ؛ و شما نيز چنان بوديد كه همواره به خواست و دستور ما گردن مىنهاديد .
بدينسان بود كه در ايّام فرخنده ، كارها چنان با شكوه پيش رفت تا آنكه به وجود ما ، آسيابى اسلام به گردش درآمد و شير در پستان مام روزگار آماده گرديد . نعرهء شوك در گلو خفته شد و فوران گناه و فساد بيارميد . آتش كفر سرد و افسرده گشت و دعوت به هرجومرج و بىنظمى ، متوقّف ماند ؛ و آنگاه دين و آئين الهى ، نظام و انتظام پذيرفت . . . .
هان ! پس چشم بگشاييد و باز به خود آييد .
اكنون شما را چه شده است كه پس از آن احوال ، باز به سرگردانى دچار آمدهايد ؟ و پس از آنهمه آشكارى و هويدايى ، دگرباره به پنهانكارى روى آوردهايد ؟ شما را چه شده است كه پس از آنهمه كوشش و تلاش كارساز و پرثمر ، اكنون دگربار به عقب بازپس گراييدهايد ؟ و بالاخره از چيست كه پس از ايمان و عقيدت ، اينك بار ديگر به شرك و بىدينى گرويدهايد ؟ « چرا با آن كسانى كه پيمانهاى خويش بشكستند و در بيرون راندن پيامبر ( از شهر و ديار خود ) پافشارى كردند ، پيكار نمىكنيد ؟ اينها در آغاز از خود شما شروع كردهاند ، آيا از ايشان مىهراسيد ؟ با آنكه سزاوارتر آن است كه از خداوند قادر متعال در هراس باشيد ، البتّه در صورتى كه واقعا ( و از روى حقيقت و صداقت ) ايمان آوردهايد . » « 3 »
تحذير و هشدار به پايمالكنندگان حق اهل بيت ( ع ) :
آنگاه زهراى اطهر ، با كلامى كه شور مىآفريد و آتش در دلها و جانها مىافكند ، زبان به هشدار گمراهان گشود و بيراهه رفتگان را از ادامهء اين راه نادرست
هامش
( 1 ) آل عمران آيه 144 .
( 2 ) « قيله » نام مادربزرگ افتخارآميز دو طايفهء نيرومند « اوس » و « خزرج » در مدينه بوده ، و حضرت فاطمه ( ع ) براى تحريك احساسات و شور و هيجان انصار ، آنان را با اين نام خوانده و مخاطب قرار داده است و افتخارات گذشته آنان را يادآورى فرموده است .
( 3 ) آيات شريفه : مائده آيه 3 ؛ مائده آيه 44 و سوره بقره آيه 150 .