گرچه بحث تفسيرى ايشان با توجّه به محتواى سرشار از عرفان و حكمت و فلسفه در سطح فهم همگانى نبود ، نه تنها عموم مردم ، بلكه در سطح فهم تمام فضلاء و تحصيلكردهها هم نبود ، صرفا تفسيرى بود كه در سطح فهم عرفاء و فلاسفه و دانشجويان دورههاى عالى فلسفه و عرفان قابل فهم و هضم بود و اين بيانات ارزنده بيشتر از هر چيز عمق بينش عرفانى آن بزرگوار را مىرساند ، كه در چه سطح و در چه پايهاى قرار دارد ، بههمينجهت هم ادامه پيدا نكرد ، ولى همين بيانات كوتاه و چند هفتهاى باب ورود به تفسير و تفاسير را بازگشود و باعث اقبال عمومى و توجّه همگانى نسبت به اين علم مهجور و مظلوم گرديد .
تفاسير قرآنى ايشان ، به صورت پراكنده و اينجا و آنجاى سخنرانيها و بيانات و كتابهاى فقهى و اخلاقى معظمله آمده است ، كه مىتوان با تأنّى و حوصله ، همه را از گفتارها و نوشتههاى ايشان درآورد ، كه به مسئولين بزرگ ادارهء مؤسّسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى را سزد ، كه اين مهم را انجام دهند ، به عنوان تيمّن و تبرّك بخشى از تفسير سورهء شريفهء حمد را كه وقتى از صدا و سيماى جمهورى اسلامى ايران پخش شده است مىآوريم و بقيّه را مجلّه « بيّنات » ، با همّت برخى از فضلاء ، در حال تنظيم و ترتيب در دست اقدام دارند .
* فرازهايى از آن تفسير قسمت اوّل
« الم »
بالجمله ، در حروف مقطّعهء اوائل سور ، اختلافات شديد است و آنچه بيشتر موافق اعتبار آيد ؛ اينست كه ، آن از قبيل رمز بين محبّ و محبوب است و كسى را از علم آن بهرهاى نيست . و چيزهايى را كه بعضى مفسّرين ، به حسب حدس و تخمين خود ، ذكر كردند ، غالبا ، حدسهاى بارد و بىمأخذى است .
و در حديث سفيان ثورى « 1 » نيز اشاره به رمز بودن شده است . و هيچ استبعاد ندارد كه امورى باشد ، كه از حوصله بشر فهم آن ، خارج باشد و خداى تعالى به مخصوصين به خطاب ، اختصاص داده باشد ، چنانچه وجود متشابه براى همه نيست ، بلكه آنها تأويل آن را مىدانند . « 2 »
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ ، فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ . »
« 3 »
بزرگترين مظاهر تواضع و بالاترين مراسم خضوع ، سجده است ، كه ما براى غير خدا جايز نمىدانيم ، به واسطهء نهى الهى در شريعت اسلام .
همين سجده كه از هر احترامى برتر و بالاتر است ، اگر به عنوان عبادت و پرستش نشد ، شرك نيست .
بلكه گاهى اطاعت امر خداست و واجب است . در قرآن كريم مكرّر در مكرّر ، سجدهء ملائكه را به آدم گوشزد فرموده ، كه يك نمونه از آن را ياد مىكنيم .
« وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبى وَ اسْتَكْبَرَ وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ . »
چون گفتيم به ملائكه ، كه سجده كنيد براى آدم ، همه سجده كردند ، جز ابليس كه إباء كرد و سركشى نمود و او از كافران بود .
اينان كه مىگويند تواضع براى غير خدا ، شرك است ، بايد در اين قضيه ، طرفدار ابليس شوند و همهء ملائكه را كافر و مشرك بدانند ، جز ابليس را و خدا را در اين امر به خطا دانند و نكوهش كنند ، كه چرا
هامش
- شيفتگان معارف قرآنى را با بيانات جذّاب و شيرين خود ، كامياب مىنمودند .
( 1 ) معانى الاخبار ، ج 22 ، باب معنى الحروف المقطعه .
( 2 ) شرح چهل حديث ، ج 351 - امام خمينى ( ره ) چاپ مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى .
( 3 ) سورهء بقره ، آيه 34 .