واعظ و منبرى خيلى زياد است ، ولى در دبيرستان و دانشگاه ، كسى نيست و من فكر مىكنم كه حضورم در فرهنگ و دانشگاه و دبيرستانها لازمتر باشد ، تا اينكه عبا و عمامه بگذارم و بيايم در مسجد گوهر شاد منبر بروم . . . » و مرحوم آيتاللّه بروجردى ، ضمن دعاى خير براى استاد ، مىفرمايند : « راهى كه خودت دارى ، ادامه بده » .
رويش مسائل فرهنگى مضحكى چون پيشاهنگى و تنيس . . . در فضاى آموزشى ، استاد شريعتى را بر آن مىدارد ، تا در سال 1330 تصميم بگيرد ، كه نان دولت را نخورد و چنين هم مىكند .
در سال 1336 ، براى نخستين بار ، مرحوم شريعتى به همراه شانزده تن ديگر از همفكرانش و از جمله ، فرزندش دكتر على شريعتى دستگير و بازداشت و سپس راهى تهران مىشود و نخستين محبس او ، يك ماه و اندى به طول مىانجامد .
ايادى شاه ، هرگاه دستشان به دكتر نمىرسد به سراغ پدرش مىآيند و همين امر موجب مىشود ، براى دومين بار به مدّت يك سال و سيزده روز ، در قزلقلعهء تهران ، استاد را به جرم تفكّر و آزادىخواهى و روشنگرى ، حبس كنند ، طيف وسيع و پهناور ايدئولوژيكى ، كه استاد با حركات ، انديشهها ، برخوردها و مقاومتهاى خود ايجاد مىنمايند تشنگان فراوانى را به كنار درياى بيكران ايشان ، جذب مىكند . در فاصلهء سالهاى 1332 تا 1350 ، استاد نگارش تفسير نوين ، وحى و نبوّت ، خلافت و ولايت ، فايده و لزوم دين ، را به پايان مىرسانند . با تأسيس حسينيهء ارشاد ، از ايشان دعوت مىشود ، كه به تهران بيايند و هفت ، هشت جلسه ، سخنرانى كنند . اوّل ، قرار مىشود ، كه ايشان پنج جلسه ، سخنرانى داشته باشند و بعد مدّت ، اين فعاليت تا مرز چهار سال و اندى ادامه پيدا مىكند كه در اين مدت مرحوم آيتاللّه طالقانى ، زندانى مىشوند و استاد برنامههاى مسجد هدايت را هم انجام مىدهند و كتب وحى و نبوّت ، خلافت و ولايت ، اصلاحاتى بر تفسير كه از آثار منتشر نشده ايشان مىباشد در همين مدت به چاپ مىرسند . متفكّر شهيد ، استاد مطهرى در مورد كتاب وحى و نبوّت فرمودهاند : « تا حدودى كه من مطالعه دارم ، اين كتاب جامعترين و كاملترين كتاب در نوع خود است . »
بحث در مورد آثار مرحوم محمد تقى شريعتى آسان نيست ، چرا كه علما و فضلا و دانشمندان بيشمارى با نظرها و گفتههاى خود ، بر آثار استاد صحّه نهادهاند . نخستين كتابى كه از ايشان چاپ شد بين سالهاى 1321 و 1322 ، بود به نام « اصول عقايد و اخلاق شريعتى » ، كه اين كتاب براى كلاسهاى پنجم و ششم آن روزگار و به منظور آشنايى دانشآموزان با اصول اعتقادى و اخلاقى دين مبين اسلام نگاشته شد .
پس از آن ، دو كتاب ديگر ، به نامهاى « عبّاسه خواهر هارون » و « خوارى برمكيان » كه از جرجى زيدان مصرى بود ، توسّط استاد ، ترجمه مىشود .
تعداد تأليفات منتشرهء استاد شريعتى ، تا سال 61 ، حدود چهارده جلد ، مىباشد ، كه مىتوان از آنها ، به امامت در نهج البلاغة ، وحى و نبوّت در پرتو قرآن ، اشاره كرد . شيوهء تفسيرى استاد ، در تفسيرهاى منتشرهشان ، جنبهء كليدى قرآن را دارد ، هركس كه كتب تفسيرى استاد را مطالعه كند ، به اين مورد رجاء واثق خواهد يافت . حسّاسيّت ، ظرافت ، خلاقيّت ، و هوش سرشار مرحوم شريعتى ، به تمامى آثار ايشان موقعيّت و عظمت خاصّى مىدهد . باشد تا شناسا باشيم و رهرو ، چرا كه ، هنوز هم توطئهگران و ملحدان بيدارند و به دنبال روزنهاى براى نفوذ . ولى شريعتىها و امثالهم زندهاند و راهشان تا ابد باقى
طبقات مفسران شيعه ( فارسي ) — صفحة 1026
مساهمون: عبد الرحيم عقيقي بخشايشي
ص١٠٢٦