تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 995

مساهمون:

ص٩٩٥
پنج پرسش و پاسخ تاج الدّين اشنهى و گردآورندهء املائات صدر الدّين اشنهى با عنوان « تحفة اهل الوصول فى علم الفصول » حدود يك‌صد و بيست بيت از اشعار تاج الدّين و نوزده بيت از اشعار صدر الدّين را در ترجمهء شيواى عوارف به فارسى ، آورده است ، در اينجا به ذكر چند نمونه از آثار منظوم تاج الدّين مبادرت مىشود :

[ اشعار تاج الدّين ]

ناز آن دلبر عيار خوش است * گرچه نازى است جگرخوار ، خوش است بهريك نزهت گلزار رخش * زحمت خار به خروار خوش است ستم و جور و جفائى كه از اوست * بده انصاف كه تيمار خوش است هرچه ناخوش بود آن ، از دگران * به سر يار ، كه از يار خوش است دل انده‌زدگان خسته به است * آه زار ، از دل‌افگار خوش است چون حريفان همه سرمست شدند * نعرهء مرد گرفتار خوش است سوختم ز آتش غم ليك چه باك * نوش « النار و لا العار » خوش است گر تو نظارهء دارم باشى * به سر تو كه سردار خوش است
* * *
رمزى ز عشقت اى جان در عقل و جان نگنجد * حرفى ز داستانت در صد زبان نگنجد جان و خرد شريفند لكن نه مرد عشقند * دانى كه بحر اخضر در ناودان نگنجد هان تا جمال جانان در جان نجوئى ايراك * منجوق هودج « هو » در « كن فكان » نگنجد اندر حدث ، قدم را جستن محال باشد * عنقاى قاف عزت در دوكدان نگنجد پائى شگرف بايد مر ذروهء قدم را * رفتن بر اوج اعلى ، در نردبان نگنجد سوى ازل چه يازى ، گرد ابد چه تازى * كوته كن اين درازى كان در زمان نگنجد