الشمس يعرفها من كان يعرفها * فلا يزيد لها بسط الاقاويل . . .
( گنج شايگان ، ص 518 - 522 - دانشمندان آذربايجان ، ص 330 - فهرست دانشگاه تهران ، ج 10 ، ص 1964 ؛ ج 13 ، ص 3077 )
نثار گرمرودى
ميرزا مهدى خان گرمرودى ملقب به بيان الملك و متخلص به « نثار » از شعراى سدهء سيزدهم هجرى قمرى است . پدرش ميرزا ابو محمد يكى از منشيان نايبالسلطنه عباس ميرزا بود و نزد وى مقامى ارجمند داشت . مؤلف تذكرهء گنج شايگان مىنويسد : « سلسلهء نسبش منتهى است به مقرب درگاه بارى خواجه عبد اللّه انصارى و نياكان پاكش از بدايت دولت و نوبت سلطنت صفويه پيوسته در دربار پادشاهان به مناصب بلند و مقامات عاليه سرافراز بوده و پدر مرحومش ميرزا ابو محمد نيز يكى از منشيان جليل الشان و دبيران عطاردبنان بوده و ايام عمر خويش را بالتمام در خدمت نايبالسلطنه عباس ميرزا بسر برده و در ديوان وى همواره مصدر مهمات جليله و مرجع خدمات عظيمه بودى . . . تا آنكه خداوندش به سعادت اين فرزند مباهى و ارجمند فرمود و در محل گرمرود از كتم عدم قدم به عرصهء شهود نهاد . چون سال عمرش به چهارده رسيد پدر در جنة الماوى مقام جست و خود قائم مقام پدر گشت . امير نظام با احتشام « محمد خان زنگنه » كه از اكابر امراى روزگار بود در همان خردسالى وى را فرا پيش خواند و در صف منشيان خويش نشاند و يكى از ادباى آن ديار را به كار تربيت وى بداشت و از نقد عمر و كيسه مبلغى گزاف در وجه وى مصروف ساخت و از آنجا كه بخت بلندش مساعد و طالع مسعودش معاضد بوده خامهء دو زبان نيز كمر خدمتش بر ميان بست و نامهء روشنضمير سر بر خط فرمانش نهاد تا خطش چون خط خوبان شيرين و دلپذير گشت و لفظش چون لفظ جانان شيرين و دلرباى ، بالجمله چنان در اندك زمانى به لهجهء پارسى گويا گشت و بيان تازى را مسلم آمد كه . . . هرگونه شعر را از عربى و فارسى سخت نكو مىسرود . . . امير نظام به موجب اين صفات و خصايل وى را داراى ديوان رسائل خويش كرد و چنانش در كنف حمايت و رعايت خويش درآورد كه صدور تمامت احكام نظام را به عهدهء كفايت وى مقرر داشت ، خود نيز بواسطهء جوهر ذاتى و رشادت