803 ق . ) معاصر و معاشر بود .
وى در اواخر سنهء 809 هجرى قمرى به سن 50 سالگى در تبريز وفات يافت و در سرخاب در حظيرهء بابا مزيد رخ در نقاب خاك كشيد . در بعضى از مآخذ سال فوت او به اشتباه 808 قيد شده است .
تاليفات :
1 - جام جهاننما :
در توحيد ، به روش عرفانى است .
آغاز : « حمد بىحد و شكر بىعد سزاى ذاتى كه وحدتش منشاء احديت و واحديت شد » .
نسخههاى آن در كتابخانههاى : مجلس ، آستان قدس رضوى ، ملك ، مركزى دانشگاه تهران ، سپهسالار سابق ، ملى ، . . . و در خارج از كشور در اياصوفيا و قاهره . . . هست براى اطلاع از مشخصات آنها به فهرست نسخههاى خطى ، ج 2 ، ص 1107 - 1108 رجوع شود .
شيخ عثمان مغربى به جام جهاننما حاشيه نوشته است ( رك : فهرست كتابخانهء رضوى ج 4 ، ص 68 )
و شروحى به شرح زير هم بر اين كتاب نوشتهاند :
الف : شرح جام جهاننما احمد فرزند موسى رشتى جام جهاننما را شرح كرده و نوشته است كه :
به سال 820 به تبريز رفتم و در مدرسهء شيخيه به تدريس جام جهاننما كه نگارش استادم مغربى بود و من آن را نزد او خوانده بودم و اجازت از او داشتم پرداختم و بر آن حواشى نگاشتم . سپس سال 850 نيز به تبريز برگشتم به خواهش كمال الدّين يوسف مشهور به ميرشكى به گزارش آن پرداختم و در شهر باكو به انجام رساندم .
اين شرح كه به خط نستعليق خوش سدهء 9 است همراه « شرح گلشن راز » همو در دانشگاه تهران به شماره 3 / 2261 موجود است .
ب - شرحى است از خواجه بندهنواز ، گويا سيد محمد گيسودراز و نسخهيى از آن در انجمن ترقى اردوى پاكستان هست .
ج - شرحى است از وجيه الدّين علوى ، نسخهيى از آن در پاريس به نشانهء 5 / 143
S . P
نوشتهء 906 و فيلم آن در دانشگاه تهران هست .
( فهرست نسخههاى خطى ، ج 2 ، ص 1797 )