استاد و بسيار ماهر بود ، به كار معلمى اشتغال داشت و با تدريس و تعليم اطفال خاندان حاج ميرزا رفيع نظام العلماء و بعضى ديگر از خانوادههاى تبريز امرار معيشت مىنمود ، ديوان شعر او را در پيش يكى از وراثش ديدم ، قصايد محكم با زبان فارسى و عربى دارد . خود و افراد خاندانش از پيروان شيخ احمد احسايى بودند . سيد حسين زنوزى پسر مير على بابا كه در سراى در عباسى به كار مكتبدارى مىپرداخت خواهرزادهء اوست . در باب شرح حال سيد حسين ، احوال و آثار خوشنويسان تأليف دكتر مهدى بيانى ج 1 ، ص 149 - 150 ديده شود » .
در تاريخ وفات ميرزا عبد الكريم ملاباشى متوفى در 1294 گفته است :
در شب چهارشنبه چاردهم ماه * از صفر كافتات در بر حوت است
سوى رضوان شد آن كريم خصايل * به مقامى كه ذروهء جبروت است . . .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 342 - 342 - روضات الجنان ، ج 2 ، ص 664 )
مضطر زنوزى
مير يحيى فرزند مصطفى متخلص به « مضطر » اهل زنوز است . ديوانش به سال 1300 هجرى قمرى در تبريز تحت عنوان گلزار بهار چاپ شده و منظومهء مختصرى هم به نام « مشوق الصبيان » از تركى به فارسى در مقابل نصاب الصبيان تاليف كرده و به سال 1308 ق چاپ شده است .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 348 )
مغربى
محمد بن عز الدّين بن عادل بن يوسف مشهور به محمد شيرين و شمس مغربى در قريهء امند از قرا و بلوك رودقات تولد يافت و در همانجا نشو و نما كرد . گويند چون بيشتر در ديار مغرب بسر مىبرد لذا تخلص مغربى اختيار كرد .
در نفحات الانس مسطور است كه وى مريد شيخ اسماعيل سيسى است . مولانا با بسيارى از عرفاى سدهء هشتم هجرى قمرى بالخصوص با كمال خجندى ( متوفى در