تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 957

مساهمون:

ص٩٥٧
بجز تو هيچ كنجى نى بگيتى * از آن هر يا رسم هر يا ته وينم
معنى : اگر به دريا رسم ترا مىبينم و اگر به صحرا رسم ترا مىبينم ، در عالم گوشه‌اى از تو خالى نيست ، ازآن‌رو هركجا مىرسم همه جا ترا مىبينم .
هرچه اويان واته ديله بشنير * ديله واته چو اويان نشر اژوير نير گيتى كه ديلم نويوان بر * نويوانى متا گيتى برو پير
معنى : هرچه حق گفت دل شنيد و چون حق گفته بود دل گفته حق را از ياد نبرد ، هنوز گيتى بوجود نيامده بود كه دل من نوجوان ( يعنى زنده بعشق ) بود نوجوانى كه گيتى پيرو بر او آمد ( ؟ )
نه امروبر بگيتى « و » نه مشگير * نه كوه نه كوشن و نه كشته و هير كه من بژ ناد كوشن تو به بنداخت * كه من بژگيل كوهان كرده نجير
معنى : نه درخت در گيتى بود و نه كوشن ، نه كشته و نه دشت ( يا و نه پشته ) . ( يعنى هنوز جهان آفريده نشده بود ) كه من به كوشن ناد تخم افكندم بگردشگاه ( يا : خم ) كوههاى او شكار كردم .
نه گيتى بر هنو نه كوشن و دشت * كما چهنامه دارى تومه مىكشت تومه چهنام اما آورده بين بوم * اما رنگ اژ ول و آلالوان دشت
معنى : نه هنوز گيتى بود و نه كوشن و دشت كه تخم عاشقى مىكشتم تختم عشق ما به اين زمين آورديم و به گل و لاله‌هاى دشت ما رنگ بخشيديم .
اويان بديله وات از خويشه بورر * ور نه ژين فكر و ژين انديشه بورر نادم اهنامه دارى كيشه دارى * از آن كيشر كوى زين كيشه بورر
معنى : حق بدل گفت از خود بگذر و گرنه از اين فكر و انديشه صرف‌نظر كن ، اگر عشق ناد من داراى كيشى ، و از آن كيش خود كه غير از اين كيش است بگذر .
اما در كوى « آى » از خويشه بورر * هان پس اوكن گهان و پشه بورر ار اژ اهنامه‌داران كيشه دارى * از اين آيينه و اين كيشه بورر
معنى : بكوى ما آى و از خود بگذر ، هان ! اين جهان را پس افكن و پيش بيا اگر كيش عاشقان دارى از اين آئين و كيش درگذر .
سحرگاهان كديلم تاوه‌گيرى * چو آهم هفت چرخ آلاوه گيرى
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 957 | عزيز دولت آبادى