تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 929

مساهمون:

ص٩٢٩
در سخن قائل كردار نه گفتار ، ولى * در عمل قائل گفتار ، نه كردار شدن بغلط شهد مكرر به‌درستى نمكاب * گرچه شيرين نشود شور به تكرار شدن نوگرائى مگر اين ياوه‌سرائى است ، جگر * يا كه بوزينه هوس كرده به نجّار شدن طبل تو خالى اگر بانگ برآرد چه عجب * كه صدادار شدن به كه سزاوار شدن مس و مسمار كجا طبله عطار كجا ؟ * بلكه بايد بدر دكّهء سمسار شدن ور ز مسمار چو مزمار شود استقبال * لازم آيد همه را گوش به مسمار شدن زرش از بوتهء اعصار مس آيد بيرون * سحر كو دم زند از معجزت آثار شدن مردم آزار شدن شيوهء ديرينهء ما است * تازه معمول شده خويشتن آزار شدن اگر اينست ادب بايد ، سرباززدن * و گر اينست هنر بايد بيزار شدن كاروان رفت و بسرچشمهء خورشيد رسيد * كار اين خفته گذشته است ز بيدار شدن ادبيات گر اينست كه ما پنداريم * قرنها بايد بازيچهء پندار شدن چاره بر نسل جوان مانده و الّا بايد * بر مزار هنر امروز عزادار شدن با نويسنده و گويندهء اين عصر بگو * بايد آئينهء روشنگر افكار شدن
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 929 | عزيز دولت آبادى