تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 931

مساهمون:

ص٩٣١
رسد اين قافله روزى بسر قلهء قاف * كه به سيمرغ رسد قافله سالار شدن اينكه هرجا سخن از طوطى شكرشكن است * پيچد آوازه‌اش از نادره گفتار شدن وز عروسان هنر كهنه و نور اچو ونوس * شرط اصلى است خوش‌اندام و خوش‌اطوار شدن لاجرم روى سخن گرچه مرا با ادباست * بايد از بىادبان سخت بزنهار شدن بزن از راه قصايد بعزايم چو « نشيد » * برحذر خواهى اگر از خطر مار شدن
* * *
چار ده سال فزون شد كه در اين نامه گريست * خامهء چامه‌سرا از ره ناچار شدن شب‌چراغى كه شبستان ادب روشن از اوست * آفتابى سزد از جملهء اقمار شدن هركسى را كه سرى بر تن و شورى به سر است * دل‌وجان بايدش از مهر تو سرشار شدن
( مجموعهء گل ، ص 100 - 107 - مراغه ، ص 546 - 550 )

نصيراى مراغه‌يى

در نيمهء اول سدهء دوازدهم هجرى قمرى مىزيست . در فهرست كتابخانهء مركزى دانشگاه تهران كتابى به عنوان « مجموعهء نصيحت » تحت شمارهء 2779 به شرح زير معرفى شده است : « مجموعهء نصيحت از ميرزا نصير بن حاجى معصوم مراغه‌يى متخلص به نصيرا كه در سال 1143 به نام شاه‌طهماسب دوم ساخته است . نام مؤلف و كتاب و شاه و تاريخ در