تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 913

مساهمون:

ص٩١٣
نايل مىشود . آقا جان . . . در عنفوان جوانى با راهنمائى و دلالت مرحوم شيخ عبد الحسين قره‌چبوقى بحضور قطب العارفين حاجى معين العلماء قدس سره كه يكى از علماء و فضلاى زمان و جزو اقطاب سلسله نعمت الهى بود تشرف حاصل و از دراويش سلسله نعمت الهى مىگردد . وى در تاريخ 28 / 9 / 44 بعد از 72 سال زندگى بدرود حيات گفته است . اشعار و غزليات زيادى به فارسى و تركى سروده و در اشعارش " فايض " تخلص نموده است . نمونه‌اى از اشعار اوست :
من به بحر عشق ماهى بوده‌ام تا بوده‌ام * زنده از عشق الهى بوده‌ام تا بوده‌ام لا إله انت سبحان ذكر جان من شده * يونس خود را چو ماهى بوده‌ام تا بوده‌ام يك نظر جانان بجانم كرد در روز ازل * شيفته بر آن نگاهى بوده‌ام تا بوده‌ام چون ايازم ظاهر و باطن بجز محمود نيست * عاشق رخسار شاهى بوده‌ام تا بوده‌ام تار پودم از نداى ارجعى درهم گسيخت * جذب حق را پرّ كاهى بوده‌ام تا بوده‌ام روز و شب اعمال خود را خود گواه صادقم * ناظر هر اشتباهى بوده‌ام تا بوده‌ام جان پناهى يافتم از عون حق در ظل پير * متكى بر آن پناهى بوده‌ام تا بوده‌ام تا بقرب خود دهد ره پادشاه ذو الكرم * روز و شب پويان راهى بوده‌ام تا بوده‌ام چون نهادم سر به پاى دوست فايض عاقبت * فارغ از تاج كلاهى بوده‌ام تا بوده‌ام
چند رباعى :
يا رب نظرى بكشور جانم كن * ايمن ز تصرّفات شيطانم كن مگذار دوباره كافرستان گردد * بر دعوت احمدى مسلمانم كن
* * *
اى آنكه كليد ، هر در بسته توئى * دارو ده بىكسان دلخسته توئى من بىكسم و دلِ شكسته دارم * چون طالب بىكس دل اشكسته توئى
* * *
اى آنكه توئى نشسته بر تخت سرور * من هم ز تو گشته‌ام بگريه مسرور از بعد تو آن‌قدر بگريم ، چشمم * يا كور شود و يا بيابد ز تو نور
* * *
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 913 | عزيز دولت آبادى