جان چيست بىتو مرغى در دام غم فتاده * دل چيست بىتو صيدى در خاك و خون طپيده
در بحر ديده اشكم موجيست ايستاده * در دشت سينه آهم گرديست آرميده
شوخى كه جا گرفته چون گل به دامن غير * از دست كوته ما دامن چرا كشيده
« عنوان » بسى بلند است معراج فكر « صايب » * كى مىتوان رسيدن جايى كه او رسيده
رباعى :
در گلشن توحيد گل و خار يكى است * نيك و بد و آزاد و گرفتار يكى است
در عالم اگر هزار دلبر باشد * مقصود يكى عشق يكى يار يكى است
* * *
ارباب هنر ز گردش چرخ دورنگ * چون غنچه نباشند دمى بىدلتنگ
روشنگهران را غم دل بيشتر است * آيينه فراخور صفا گيرد زنگ
( لطائف الخيال ( عكسى ) - تذكرهء نصرآبادى ، ص 396 - 397 - صحف ابراهيم ( عكسى ) - شمع انجمن ، ص 297 - دانشمندان آذربايجان ، ص 107 - 108 - نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال 11 ، شماره 4 ، ص 402 - 408 - نسخههاى خطى ، دفتر 6 ، ص 76 - فهرست نسخههاى خطى ، ج 3 ، ص 2453 - فرهنگ سخنوران ، )
عيسى تبريزى [ مشهور به قاضى عيسى ]
مشهور به قاضى عيسى از شاعران سدهء دهم هجرى قمرى و از اقوام قاضى عيسى ساوجى صدر سلطان يعقوب بود . تاريخ درگذشتش در نفايس المآثر 971 قيد شده است .
( فرهنگ سخنوران )
عيسى تبريزى [ فرزند طالب خان حاكم تبريز ]
عيسى بيگ فرزند طالب خان حاكم تبريز از سخنوران سدهء يازدهم هجرى قمرى بوده است .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 282 )