[ حرف غين ]
غزالى تبريزى
از شعراى سدهء دهم هجرى قمرى است ابريشمفروش بود و چون هنگام خواندن اشعار به چين جبين و كشش ابر و شكل ميمونى پيدا مىكرد ظرفا او را « ميمون الشعراء » مىگفتند .
صادقى افشار مىنويسد : رند و لاابالى بود و اوقات به نحاسى مىگذرانيد .
نسخهيى از ديوان كوچك او در كتابخانهء ملى تبريز جزو كتب اهدايى مرحوم حاجى محمد نخجوانى به شمارهء 3001 هست . نوع خط آن نستعليق ، كاتب حاجى محمد افشار ، تاريخ استنساخ 1342 هجرى قمرى است اين نسخه جمعا 21 صفحه و هر صفحه 17 سطر حاوى غزليات و رباعيات و مفردات اوست .
نمونهيى از اشعار اوست :
به خود گويم كه پيش او كنم ظاهر غم دل را * ولى بىخود شوم چون بينم آن شيرين شمايل را
* * *
آن به كه ببندد اجلم راه نفس را * تا هم نفس يار نبينم همهكس را
سوزم شود از آه فزون هر نفس ، آرى * چون باد وزد تيز كند آتش خس را
* * *
اشك من هردم چو طفلان مىكند ميل كنار * بر كنارم تا نمىآيد نمىگيرد قرار
روز نخجيرش من بىدل به صحرا مىروم * چون غزالى تا خورم تيرى از آن چابك سوار
* * *
روزى كه حرف عشق تو بر دل رقم زدم * اول به خطّ صفحهء هستى قلم زدم
كردم خراب خانهء هستى ز سيل اشك * همچون حباب خيمه به دشت عدم زدم
* * *