از ستونهات بيستون سنگى * وز طبقهات آسمان رنگى
بمسافر در اين سراى غرور * منبرت سد ره را نموده ز دور
به تو گردون ارادت آورده * در تو گبران شهادت آورده
كرده هر شب ز گنبد نيلى * در هواى تو ماه قنديلى
زير اين قبههاى خرگاهى * در عرق رفته گاو با ماهى
ز اوج مقصورهء تو پيش ملك * اعتراف قصور كرده فلك
از شعاع تو در شب تيره * مسجد بصره را بصر خيره
طور در طورهاى بام تو درج * قاف در كاف گنبدت شده خرج
ماه نو مرغ وقت و ساعت تو * جمع كروبيان جماعت تو
دين به پشتّى روى ديوارت * كرده اسباب شرك را غارت
در صفت مدرسه و خانقاه ربع رشيدى
اى در علم و خانه دستور * چشم بد باد ز آستان تو دور
رفته بر خط استوا عرشت * همدم خطّهء بقا فرشت
كوه پيش درت كمر بسته * زير بارت زمين جگر خسته
در حصار تو گنبد گردان * كوتوال تو همت مردان
شد سعادت طلايه بر تبريز * تا فكندى تو سايه بر تبريز
از پى ضبط سفره و خوانت * تا مهيا شود سبك نانت
آسمان گشت كوكبى انبوه * آسيابان بر آب بيلانكوه
مال تبريز خرج خوان تو نيست * مال سرخاب را توان تو نيست
هركه رخ در رخ سپاس نهد * در جهان اينچنين اساس نهد
از جام جم اوحدى نسخههايى در كتابخانههاى ، آستان قدس رضوى . دانشگاه تهران ، سپهسالار ( سابق ) ، ملى تبريز ، ملك تهران ، موزهء بريتانيا و طوپقاپوسراى استانبول ، دار الكتب قاهرهء كتابخانهء بانكى پورهند ، كتابخانهء دانشگاه پنجاب پاكستان كتابخانهء عمومى پاريس هست . براى اطلاع بيشتر از مشخصات آنها رجوع شود به جلد چهارم فهرست نسخههاى خطى ، ص 2735 - 2737 .
[ 4 - مثنوى حقيقت العشق يا مونس العشاق ]
در فهرست نسخههاى خطى ج 2 ، ص 1128 از منظومهيى به نام حقيقت العشق و يا