اديب ملك به بغداد داد عشرت داد * از آن سپس به ملك شد همى ستايشگر
همچنين در قصايدى به مطالع زيرين ناصر الدين شاه را ستوده است :
سختى روزه ، اى به دو ، رخ غيرت بهار * آمد به سر چو عمر بدانديش شهريار
* * *
قامت و رخسار توست اى صنم دلپذير * سروى و سرو سهى ، بدرى و بدر منير
* * *
اى غنچه ز شرم رخ گلگون تو دلتنگ * ماه رمضان رفت بيار آن مى گلرنگ
* * *
نگار ماه رخ من به روز عيد خليل * ز در درآمد چون بخت شهريار جليل
* * *
ساقيا مى ده به فيروزى كه آمد جشن جم * تو امان با عيد ملكآراى داراى عجم
از رباعيات اوست :
اى گشته چو مى مايهء بيهوشى من * با ياد تو خوش بود قدحنوشى من
جز ياد تو هرچه در جهانست نشاط * اىكاش از آن بود فراموشى من
كتاب ( دافع الغرور ) هم از تاليفات اوست : اين كتاب كه سالها قبل توسط ايرج افشار تصحيح و چاپ گرديده محتوى است بر شرح مأموريّت وى در تبريز و رسيدگى به حسابهاى دولتى و وصول مطالبات عقب افتاده و ملاقاتهاى وى با علما و اعيان و اشراف تبريز و شرح بعضى از اغذيه و اطعمه كه عبد العلى خان در تبريز ميل كرده است . خانوادهء اعتماد السلطنه مسلك شيخيّه را پيروى مىكردند و در اين كتاب تمايل آنان به طريقهء مذكور سخت آشكار است .
( گنج شايگان ، ص 118 - 132 - مجمع الفصحا ، جلد چهارم ، ص 124 - 129 - المآثر و الآثار ، ص 191 )
اشراق مراغهيى
مير عبد الفتاح موسوى از دانشمندان معروف مراغه و شيخ الاسلام آن شهر و مرد عارف و دلآگاهى بوده است ، به صحبت مير محمد تقى شاهى مشهدى ( متوفى 1150 ) معاصر شاه