[ حرف فاء ]
فانى خويى
شيخ ابو القاسم امين الشرع متخلص به فانى ، فرزند امام جمعه شيخ اسد اللّه ( متوفى 1296 ه ق . ) و برادر ميرزا يحيى امام جمعه ، از شاعران و دانشمندان نيمهء اول قرن چهاردهم ( ه ق . ) خوى است .
اين غزل در مدح جلال الدّين محمد مجد الاشراف قطب فرقهء ذهبيه از اوست :
اى مهر و مه ز نور رخت همچو هالهيى * نىنى جهان به پيش تو همچون پيالهيى
گويا ز چرخ مهر تو ما را حواله رفت * وز ديگران به نعمت و دولت حوالهيى
صد هاىهو ز وجد به گردون درافكنم * از شه جلال دين رسدار ته پيالهيى
از اشعارش در « جلاليه » نيز آمده است . در قصيدهء 23 بيتى گويد :
اى كه مرآت جمال حضرت يكتاستى * و ز تمام آفرينش طاق و بىهمتاستى
سر بنه « فانى » به خاك آستان شه جلال * گر محبّ خاندان حضرت مولاستى
( تاريخ خوى آقاسى ، ص 484 - جلاليه ، ج 2 ، ص 87 )
[ حرف گاف ]
گنجى خويى
ميرزا صادق گنجى از شعراى خوشقريحه شهر خوى بوده و در سالهاى بعد از مشروطيت درگذشته است از اوست :
رفت چون ذات اتابك از ميان * بيرق مشروطه زد ايرانيان
( تاريخ خوى آقاسى ، ص 550 )
[ حرف لام ]
لسان خويى
ميرزا حبيب دنبلى از مريدان و مداحان جلال الدّين محمد مجد الاشراف بود . در اشعار خود گاهى « حبيب » و اغلب « تنبل مولا » تخلص مىكرده و بعد از آنكه از جانب