تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 825

مساهمون:

ص٨٢٥

[ حرف فاء ]

فانى خويى

شيخ ابو القاسم امين الشرع متخلص به فانى ، فرزند امام جمعه شيخ اسد اللّه ( متوفى 1296 ه ق . ) و برادر ميرزا يحيى امام جمعه ، از شاعران و دانشمندان نيمهء اول قرن چهاردهم ( ه ق . ) خوى است . اين غزل در مدح جلال الدّين محمد مجد الاشراف قطب فرقهء ذهبيه از اوست :
اى مهر و مه ز نور رخت همچو هاله‌يى * نىنى جهان به پيش تو همچون پياله‌يى گويا ز چرخ مهر تو ما را حواله رفت * وز ديگران به نعمت و دولت حواله‌يى صد هاىهو ز وجد به گردون درافكنم * از شه جلال دين رسدار ته پياله‌يى
از اشعارش در « جلاليه » نيز آمده است . در قصيدهء 23 بيتى گويد :
اى كه مرآت جمال حضرت يكتاستى * و ز تمام آفرينش طاق و بىهمتاستى سر بنه « فانى » به خاك آستان شه جلال * گر محبّ خاندان حضرت مولاستى
( تاريخ خوى آقاسى ، ص 484 - جلاليه ، ج 2 ، ص 87 )

[ حرف گاف ]

گنجى خويى

ميرزا صادق گنجى از شعراى خوش‌قريحه شهر خوى بوده و در سالهاى بعد از مشروطيت درگذشته است از اوست :
رفت چون ذات اتابك از ميان * بيرق مشروطه زد ايرانيان
( تاريخ خوى آقاسى ، ص 550 )

[ حرف لام ]

لسان خويى

ميرزا حبيب دنبلى از مريدان و مداحان جلال الدّين محمد مجد الاشراف بود . در اشعار خود گاهى « حبيب » و اغلب « تنبل مولا » تخلص مىكرده و بعد از آنكه از جانب