على خويى باداميارى
خواجه على باداميارى اصلا از مردم خوى است . جذبهء ارادت به خواجه يوسف حيران دهخوارقانى او را از زادگاهش بهسوى آذرشهر كشانيد . داستان تشرف وى به خدمت خواجه يوسف در روضات الجنان به تفصيل مسطور است . وى از مراد خود تربيت يافت و بعد از او در باداميار خانقاهى ترتيب داد و به ارشاد مريدان مشغول شد و در ربيع الاول سنهء 699 فوت كرد و در قريهء باداميار كه در دوازده كيلومترى جنوب شرقى آذرشهر واقع است رخ در نقاب خاك كشيد ، سنگ قبرش هنوز هم سالم است و روى آن عبارت : « متوفى شدن شيخ المشايخ ، قطب المحققين ، مرحوم خواجه على قدس اللّه سره در تاريخ ربيع الاول سنهء تسع و تسعين و ستمائه » . . . نوشته شده است . از اوست :
آيينهء دل اگر كنى پاك * سيرت گذرد ز جمله افلاك
عرش است مقام مرغ جانت * پابست چرا شدى در اين خاك
بنشين نفسى به ماتم نفس * اين جامهء حرص را بزن چاك
اين كار نه كار بيدلانست * مردى بايد دلير و چالاك
تا از دوجهان شود مجرد * و ز عالميان نباشدش باك
در عالم قدس كن نظر را * بردار نظر ز خار و خاشاك
زنهار « على » ز دوست مگذر * گر زان كه تو راست عقل و ادراك
دو غزل ديگر هم از او در روضات الجنان آمده است .
( روضات الجنان ، ج 2 ، ص 75 - 77 - دانشمندان آذربايجان ، ص ، 277 - آثار باستانى آذربايجان ، ج 1 ، ص 483 - 484 )
عين القضاة خويى
آقا محمد ملقب به عين القضاة فرزند عبد الكريم معروف به قاضى البكاء است . آقا محمد با مؤلف طرائق الحقائق ( مؤلفهء 1319 ق . ) معاصر بود همومى نويسد :
« سالهاست در دستگاه و الا ركنالدوله محمد تقى ميرزاپور قطب السلاطين محمد شاه