تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 824

مساهمون:

ص٨٢٤
غازى به تعليم بنات و بنين اشتغال مىنمايد با راقم مراوده دارد ، در ظاهرش عيب نديدم و از باطنش غيب نمىدانم مولدش خوى ، ميلادش چهارشنبه هيجدهم ذيقعدهء 1255 بوده و از خدمت عم خويش ( منصور عليشاه ) و حاجى رجب على نيلى ، اتصال به سلسلهء عليه يافته ، گاهى طبع لطيفش به سخن موزون مايل است . » از اوست :
عالم چو حروف از الف مؤتلف است * تاليف همه عالم از آن يك الف است از پرتو نور او هويداست دو كون * يك آينه است و عكس‌ها مختلف است
* * *
ما همه موج و حبابيم و تو درياى محيط * دور اين موج و حباب از تو چو دريا نشود در گلستان وجودت نبود خار دوئى * بىوجود تو به گلزار گلى وا نشود
( طرائق الحقائق ، ج 3 ، ص 131 )

[ حرف غين ]

غريب دنبلى

على فرزند محمد فرزند عبد الرزاق بيگ دنبلى است . وى تحصيلات متوسطهء خود را در دار الفنون تهران به پايان رسانيد و در تاريخ 1275 ق . جزو شاگردان اعزامى با حسنعلى خان امير نظام به پاريس رفت و پس از اكمال تحصيلات به ايران برگشت و مشغول كار شد . كتابى در چگونگى اوضاع و ترقى ممالك اروپا و ترتيبات لشكر آنها تاليف كرده و كتابى هم از فرانسه به فارسى ترجمه نموده كه موضوع آن جنگ انگليس و فرانسه با دولت چين مىباشد و نسخهء خطى آن ترجمه در كتابخانهء مرحوم تربيت بوده است . غريب طبع شعر نيز داشته ، از اوست :
مرغ دل در هوس دام تو دايم گويد * اى بسا حيف كه سر داده و پا آزادم
( دانشمندان آذربايجان ، ص 285 - 286 - بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، ص 236 )
سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 824 | عزيز دولت آبادى