تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 819

مساهمون:

ص٨١٩
خاص و عام شد و از سخاوى ، ابن الليثى ، ابن المقرى ، ابن الصلاح حديث شنيد و جماعتى از علماى اصفهان و بغداد و مصر و شام به او اجازهء روايت دادند و از همان سنين جوانى به تدريس پرداخت . شهاب الدّين مردى هوشيار و ذكى و دانشمند و فاضل و عاقل و ديندار و صوفى مذاق و صحيح الاعتقاد و شيرين سخن و داراى استنباط كامل و استعداد و ابتكار و حسن خلق بود . ابن الفرقاح و ابن الوكيل و ابن الزملكانى از محضر او كسب فيض كردند تا آنجا كه زملكانى دربارهء او گفته « اگر خداوند تعالى آمدن ابن الخويى را به دمشق مقدر نمىكرد من‌بعد مرد دانشمند و فاضلى در اين شهر پيدا نمىشد » المزى در حق وى گويد كه « شهاب الدّين از اجلهء امامان عصر خود و هم‌طراز ابو حيان ، بدر فارقى ، ختنى و برزالى بوده است از تأليفات او : 1 - كتابيست بزرگ كه شامل بيست علم مىباشد . 2 - اقاليم العقاليم فى الفنون السبعة . 3 - شرح فصول ابن معط در نحو . 4 - شرح نظم الفصيح ثعلب . 5 - شرح كفاية المتحفظ . 6 - شرح علوم ابن الصلاح . 7 - شرح توضيح ابن مالك . 8 - شرح پانزده حديث از ملخص قابسى در يك جلد . 9 - همچنين در امامت امام كور مطالب قابل توجهى بيان داشته است . شهاب الدّين اول بار به قضاوت شهر قدس سپس به ترتيب محلّه و بهنسا و حلب منصوب گرديد و از حلب بار ديگر به شهر محلّه برگشت و بعد قاضى القضاة مصر شد و دوباره در همين مقام به شام مراجعت كرد تا اينكه در رمضان سال 693 به رحمت ايزدى پيوست . شهاب الدّين شعر نيكو مىگفت . اين دو بيت از اوست :
و هبنى ملكت الارض طرا و نلت ما * انيل ابن داود من المال و الملك الست اخليه و امسى مسلما * برغمى الى الاهوال فى منزل ضنك
مؤلف ريحانة الادب ( ج 1 ، ص 434 ) شرح حال شهاب الدّين و پدرش شمس الدّين