رياحى خويى
كلبعلى خان ميرپنجه ملقب به نايب لسان الولايه و متخلص به « رياحى » از مريدان و ستايشگران جلال الدّين محمد مجد الاشراف بود و در جلد دوم جلاليه مقدارى از اشعار او درج شده ، از اوست :
نام على كه خود شده ذكر دوام ما * از نام او جهان همه گردد به كام ما
* * *
صنما بهطور كويت به نشستم از گدايى * كه مگر ز نور رويت برسم به روشنايى
اگرم به طرف چشمى ز كرم نظر نمايى * غم و رنج و درد و حرمان همه را كنى دوايى
كه گداز در نرانند به جرم بىنوايى
( جلاليه ، ج 2 ، ص 67 )
[ حرف سين ]
سالك خويى
ملا حسين از شاعران سدهء سيزدهم هجرى قمرى خوى به سال 1246 در حال حيات بوده است . نسخهيى از ديوانش در كتابخانهء ملى تبريز جزو كتابهاى اهدايى مرحوم نخجوانى هست .
آغاز :
الف حمد و الف شكر و الف تسبيح و ثنا * باد بر خلّاق بدر و نيّر و ارض و سما
قطع آن 12 * 15 شامل 113 برگ 15 سطرى ، نستعليق محمد بن حاجى على خويى ، تاريخ تحرير 1257 ه . ق .
از اوست :
سر نيارم به زر و سيم فرو چون نرگس * چشم هرگز نبود بر دوسه دينار مرا
بده اى دست فلك بادهء عمر سرشار * مكن از مستى غم لحظهيى هشيار مرا
در دل « سالك » پيوسته غم آخرت است * نه غم و محنت دنيا بود افگار مرا
( دانشمندان آذربايجان ، ص 172 - فهرست كتابخانهء ملى تبريز ، ج 2 ، ص 574 - 575 )