[ حرف راء ]
رازى خويى
ملا هادى متخلص به رازى از مريدان جلال الدّين محمد مجد الاشراف بوده ، از اوست :
گر شناسد دل ز راه راستان اللّه را * مست و بى خود مىنمايد ذكر الّا اللّه را
حب شه بالاتر از اكسير مىباشد دلا * از طلا افزون كند در قدر پرّ كاه را
( جلاليه ، ج 2 ، ص 387 )
رباطى خويى
آقا سيد حسين متخلص به رباطى از مريدان جلال الدّين مجد الاشراف ( متوفى به سال 1331 ه ق . ) از اقطاب سلسلهء ذهبيه بود .
از اوست :
آتشى در دل فروزان كرد عشق * نار خود بر دل گلستان كرد عشق
بادهنوشان حلقه زد بر دور دل * دل به رقص آمد نواخوان كرد عشق
آنقدر مىخورد عقل از پا فتاد * مست شد چون مىپرستان كرد عشق
دامن پيرت « رباطى » سخت گير * جسم را جان داده انسان كرد عشق
( جلاليه ، ج 2 ، ص 90 - 98 )
ركن خويى
قاضى ركن الدّين خويى از رجال نيمهء سدهء ششم هجرى و از فقهاى شافعى ، و قاضى خوى و شاعر و مورخ معروف و ممدوح خاقانى بود . وى در سالهاى 549 و 550 در تبريز با خاقانى ملاقات كرده است و اين شاعر دير آشنا قصيدهاى بمطلع :
« الصبوح ، الصبوح كامد يار » در مدح قاضى سروده است .
ركن الدّين كتابى به نام « مجمع ارباب الملك » داشته و اين كتاب تا سال تاليف نزهة القلوب