صفاى او به سر آرد هواى بادهء صافى * هواى او به دل بخشد صفاى ساغر صهبا
در آغوش نسيم آسوده گل بىپرده در گلشن * ولى در عشقبازى بلبل بىخانمان رسوا
* * *
از جرم اينكه گشته مقابل به روى تو * از نيش غمزه خورده بسى نشتر آينه
نورى به تازه يافت رخت از غبار خط * روشن شود هميشه ز خاكستر آينه
وفاتش به سال 1260 هق . در اصفهان اتفاق افتاد .
( سفينهء محمود ، ج 2 ، ص 684 - 693 - مجمع الفصحا ، ج 2 ، ص 124 - 125 - دانشمندان آذربايجان ، ص 132 - 133 - فرهنگ سخنوران )
[ حرف دال ]
ديوانهء خويى
هلال الدّين اسماعيل خويى متخلص به ديوانه از شاعران و فاضلان اوايل قرن چهاردهم ه ق .
خوى است به سال 1280 ( ه . ق . ) مطابق 1243 شمسى پا به عرصهء هستى نهاد سال 1300 ( ه ق . ) به نجف اشرف مشرف شد و در آنجا رحل اقامت افكند . از مطالب و مطاوى مجموعهء كشكول مانند وى چنين استنباط مىشود كه وى تا سال 1328 ( ه . ق . ) در حال حيات بوده است . اين كشكول مجموعهيى از برگزيدهء آثار منظوم و منثور فارسى و عربى گذشتگان و متضمن مطالبى از ساير آثار خودش به نامهاى زير است :
1 - احوال شعرا
2 - احوال حيوانات
3 - فوائد ختم
4 - تحفة العقلاء
5 - هدية العلماء
6 - درر الاصداف
در اين كتاب شرح احوال و آثار اغلب دانشمندان و رجال معروف از قبيل