تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 811

مساهمون:

ص٨١١
طغيان ايله‌ييب درد و غميم ، بو دل زاريم * بير كشتى يه بنزر قالا طوفان آراسيندا ديل زولف ايله رخسارينا چون قيلدى تاماشا * آواره قاليب كفر ايله ايمان آراسيندا اى گؤر نه عجب معجزه ديركيم نئجه بيتميش * بير سونبول تر آتش سوزان آراسيندا اى دل ايله مه غم كى اونون يوخدو تفاوت * كويوندا چو درويش ايله سلطان آراسيندا چون يار قيليب لطفونو كم ، هانى او همدم * تا صلح قيلا يارايله « حئيران » آراسيندا
( دانشمندان آذربايجان ، ص 126 - زنان سخنور ، ج 1 ، ص 178 - 188 - بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى ، 96 - 101 - تاريخ خوى آقاسى ، ص 506 - 508 - فرهنگ سخنوران ، - نشر دانش ، 10 / 61 )

[ حرف خاء ]

خاور دنبلى

محمود خان نبيرهء شهباز خان دنبلى از استادان علم و ادب و از سخنوران سرشناس سدهء 13 هق . بود . چندى در خوى و سلماس به طريق اسلاف خويش حكمرانى داشت . محمود ميرزا مؤلف سفينهء محمود كه از مصاحبان وى بود شرح حال نسبة مفصلى نوشته و در توصيف دانش و كمال او حق مطلب را بيش از ديگران ادا كرده است . مؤلف مجمع الفصحا مىنويسد : اميرى است كبير و دانشورى بىمانند و نظير و در اخلاق و صفات محمود و بىهمال . حضرتش مرجع ارباب كمال ، در همهء علوم عالم است و عاقل ، در همه فنون پخته است و كامل ، پيرى است زنده‌دل و ميرى است عاقل ، در اغلب كمالات از همگنان ممتاز و به مناصب ارجمند و شأن بلند سرافراز . در دولت خاقان مغفور جنت آرامگاه مخاطب در سلام عام بوده است . ازآن‌پس در حضرت پادشاه اسلام پناه محمد شاه طاب ثراه معتبر و بر امثال و اقران مفتخر و چندى نايب‌الحكومهء اصفهان بود . پس از او منصبش به شهباز خان فرزندش مفوض آمد . قسمتى از قصيدهء اوست :
بهار دلگشا آمد روان‌بخش و جهان‌آرا * چو عهد دولت خسرو چو بزم عشرت دارا بهارى خاك را پوشيده بر تن كسوت اكسون * بهارى كوه را افكنده در بر خلعت ديبا