تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 808

مساهمون:

ص٨٠٨
پادشاهى ناصر الدّين شاه را هم درك كرده بود . اجدادش در روزگاران سابق از خوى به نخجوان عزيمت كردند و حيران خانم پس از جنگ 1218 همراه اعضاى خانواده به ميهن خود بازگشتند و مدتى در تبريز رحل اقامت افكندند و سپس راهى ارومى شدند و در قريهء « خانقاه سرخ » كه از طرف دولت وقت به عنوان تيول به پدرش واگذار شده بود سكنى گزيدند . پاره‌يى از تذكره‌نويسان به سبب طول اقامت او را اهل اروميه و مرحوم تربيت اهل تبريز معرفى كرده‌اند ولى خود گويد :
پرسى اگر ز نسبت « حيران » دل‌فگار * از خادمان شير خدا شاه دين عليست باشد و را حسب ز عزيزان نخجوان * او را ولى نسب ز كريمان دنبليست
ديوان او از روى نسخهء خطى متعلق به كتابخانهء شادروان حاج حسين نخجوانى به سال 1324 ش . در تبريز بچاپ رسيده است و مشتمل بر قصايد و غزليات و مقطعات و ترجيعات و در حدود 4500 بيت است و اغلب اشعارش در مدح والده و همسر عباس ميرزا مىباشد . نسخهء خطى ديوانش در كتابخانهء مرحوم حاج محمد نخجوانى به شمارهء 2679 و دو نسخه هم در تصرف مؤلفان « بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى » هست . در قطعه‌يى به و باى سال 1247 چنين اشاره مىكند :
اى خدا شيعيان هلاك شدند * نوجوانان به زير خاك شدند مادران دل‌شكسته و نالان * مرده شويند بهر فرزندان
حيران خانم عمر دراز يافته و گويا در حدود هشتادسالگى درگذشته است خود به پيريش چنين اشاره مىكند :
عمر از دست شد چو تير از شست * برف پيرى مرا به سر بنشست
در تذكرهء « زنان سخنور » ، ص 181 حيران خانم خواهر كريمخان كنگرلوى دنبلى ، و در « بزرگان و سخن‌سرايان آذربايجان غربى » ، ص 96 دختر او معرفى شده است .
هامش
پير موسى دنبلى در سنهء 360 و امير جعفر ملقب به شمس الملك متوفى در تاريخ 555 هجرى از مشاهير اين سلسله بوده و مقبرهء آنان در خارج شهر خوى به فاصلهء دو هزار ذرع از آن واقع شده و منازهء كله آهو كه در پهلوى آن مقبره از دور نمايان است از آثار همين شمس الملك بوده و از بقاياى آن عهد است . امير عيسى پدر شمس الملك و امير يحيى جدوى كه هزار و دويست تكيه و خانقاه در اطراف آذربايجان بنا نهاده نيز از مشاهير اين سلسلهء مىباشند . امير كبير محمود خان از معاريف اين سلسله تاريخى تا سنهء 1005 و يكى ديگر از آنها نيز تاريخى علىحده براى دنبليان تا سنهء 1258 نوشته‌اند و غير از اين نسخ خطى ، در جهان‌نما و شرفنامهء بدليسى و آثار الشيعة و تاريخ عالم‌آراى عباسى و ناسخ التواريخ ( جلد قاجار ) و تاريخ امكنهء شريفه و رجال برجسته و تاريخ تبريز نادر ميرزا و مجلهء معلم سال سوم ( مقالهء كارنگ ) مطالبى راجع به تاريخ و رجال و نسبنامهء اين طايفه نوشته شده است .