[ حرف شين ]
شاهقلى خلخالى
از سخنوران سدهء دهم ه ق . خلخال بود از اوست :
از پى دفع جنونم داغ بر سر مىنهند * داغ دل بس نيست بر سر داغ ديگر مىنهند
* * *
مويى شد اى طبيب وجودم ز درد و غم * مويى نمانده بيش ميان من و عدم
( تحفهء سامى ، ص 87 - 88 - روز روشن ، ص 333 - دانشمندان آذربايجان ، ص 189 )
شمس خلخالى
مولانا شمس الدّين محمد بن مظفر خطيب خلخالى از فحول علما و دانشمندان آذربايجان است در علوم معقول و منقول متفرّد بوده و آثار نفيسى از خود به يادگار گذارده است منجمله مصابيح امام بغوى را به عنوان تنوير شرح كرده و بر هريك از مفتاح و مختصر و تلخيص شرح علىحدهاى نوشته و مختصر ابن حاجب را نيز شرح كرده و قصيدهيى در منطق گفته است . حضرت سيد شريف جرجانى در حاشيهء حكمت العين با كمال تعظيم و تكريم از وى اسم برده است .
اين دو بيت از اشعار اوست :
و ذو سفه يواجهنى بجهل * و اكره ان اكون له مجيبا
يزيد سفاهة و ازيد حلما * كعود زاده الاحراق طيبا « 1 »
حضرت خطيب در 745 بنابه روايت اسنوى دراران و به روايت حشرى در تبريز وفات يافته و در مقبرهء چرنداب در جنب مرقد مولانا قطب الدّين شيرازى مدفونست . والد خطيب
هامش
( 1 ) - اين دو بيت در روضات الجنان ضمن شرح حال مولانا شمس مظفر قيد شده است ( ص 331 ) مصحح در حاشيه مىنويسد : مولانا شمس الدّين مظفر ظاهرا غير از شمس الدّين محمد بن مظفر الدّين خلخالى است كه در سال 745 وفات يافته است . « رجوع شود به شذرات الذهب » و در صفحهء 560 قيد مىكند كه « اين دو بيت در ديوانى كه منسوب به امير المؤمنين عليه السلام است نيز روايت شده است . شرح ديوان نسخهء خطى تاريخ هشتصد و هشتاد و نه خط محمد بن جلال بن على حسينى ملقب به دانا متعلق به كتابخانهء مصحح . شارح غير از ميبدى معروف است » .