بخشى است تابع خلخال و مركز آن شهركى است به نام آقكند .
( نزهة المجالس ، ص 82 )
[ حرف عين ]
عبد العلى خلخالى
از سخنوران سدهء 13 ه ق . خلخال است . شرح حالش در حديقة الشعراى احمد بن ابى الحسن شيرازى چنين مسطور است :
« ميرزا عبد العلى خان تخلص معينى ندارد و مدعى انواع علوم است و خود مىگويد در 28 علم كاملم . ملاقاتش نكردهام و ليكن ميرزا محمود قلندرشاه كه دختر عمويش در خانهء اوست مىگويد در فلسفه مهارت دارد و الحال در خدمت وليعهد دولت به تدريس بعضى از ملكزادگان مشغول است اين قصيدهء عربى را در مدح عزيز خان مكرى كه وقتى سردار كل بود گفته :
نسيم الصبا قم فاغتنم طوف مسند * كعرش سمى فى القدر عن قدر فرقد . . .
و صار عزيزا كاسمه و ملقبا * بسردار كل صاحب السيف و اليد »
در تاريخ تذكرههاى فارسى 1 / 452 تاريخ فوتش 1280 قيد شده است .
( حديقة الشعراى ديوانبيگى ، ص 1171 - )
عزلتى خلخالى
ملا ادهم متخلص به « عزلتى » از واعظان و سخنوران نيمهء دوم سدهء يازدهم ه ق . خلخال است .
تأليفات زيادى دارد از آن جمله است :
1 - ديوان عزلتى
به روش « بوستان سعدى » در پند و اندرز با داستانهايى ، در ده باب : 1 - شهوات 2 - حرص و طول امل 3 - شكر 4 - قناعت 5 - سخا 6 - يقين 7 - علم 8 - علاج صفات بد 9 - اخلاص و صدق و رضا 10 - تقوى و خوف و رجا . چنين شروع مىشود :