تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 768

مساهمون:

ص٧٦٨
خياط روزگار به بالاى هيچ‌كس * پيراهنى ندوخت كه او را قبا نكرد »
( دانشمندان آذربايجانى ، ص 129 - الذريعة ، ج 9 ، ص 280 )

خليل خلخالى

تيرگر بوده از اوست :
به صد نياز به روى تو جان براندازم * چو زلف را تو به صد تاب در بر اندازى
( روز روشن ، ص 202 - دانشمندان آذربايجان ، ص 142 - الذريعة ، ج 9 ، ص 302 )

[ حرف سين ]

سالك خلخالى

ميرزا ذو الفقار شاعرى زبردست بوده و به سال 1336 ه ق . فوت كرده اشعار و قصايد بسيار داشته ولى از بين رفته است . ( از يادداشتهاى ناصر روايى )

سطوت كاغذكنانى

محمد تقى خان سطوت الممالك از فضلاى نيمهء اول سدهء 14 ه ق . بخش كاغذكنان خلخال بود طبع شعر نيز داشت . در جواب غزل « صافى » به تاريخ 29 شعبان 1335 غزلى به روزنامهء تجدد فرستاد مقطع آن چنين است :
« سطوت » تو چه نالى و چه سوزى و چه گويى * اطفاء حرارت نشود از سخن امروز
( مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال )