خياط روزگار به بالاى هيچكس * پيراهنى ندوخت كه او را قبا نكرد »
( دانشمندان آذربايجانى ، ص 129 - الذريعة ، ج 9 ، ص 280 )
خليل خلخالى
تيرگر بوده از اوست :
به صد نياز به روى تو جان براندازم * چو زلف را تو به صد تاب در بر اندازى
( روز روشن ، ص 202 - دانشمندان آذربايجان ، ص 142 - الذريعة ، ج 9 ، ص 302 )
[ حرف سين ]
سالك خلخالى
ميرزا ذو الفقار شاعرى زبردست بوده و به سال 1336 ه ق . فوت كرده اشعار و قصايد بسيار داشته ولى از بين رفته است .
( از يادداشتهاى ناصر روايى )
سطوت كاغذكنانى
محمد تقى خان سطوت الممالك از فضلاى نيمهء اول سدهء 14 ه ق . بخش كاغذكنان خلخال بود طبع شعر نيز داشت . در جواب غزل « صافى » به تاريخ 29 شعبان 1335 غزلى به روزنامهء تجدد فرستاد مقطع آن چنين است :
« سطوت » تو چه نالى و چه سوزى و چه گويى * اطفاء حرارت نشود از سخن امروز
( مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال )