تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 770

مساهمون:

ص٧٧٠
نيز از فضلا و ادباى خلخال بوده است . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 139 )

[ حرف صاد ]

صافى خلخالى

ناظم منظومه‌يى است در تعريف تفليس ؛ نسخهء آن در ضمن جنگ شماره 97 كتابخانهء السنهء شرقى لنينگراد موجود است . ( دانشمندان آذربايجان ، ص 214 )

صياد خلخالى

محمد حسين فرزند محمد جليل متخلص به « صياد » صاحب خمسهء صياد است . اين خمسه پيرامون 600 صفحه است و هنوز به طبع نرسيده . از اوست :
اى مرغ دل آگه شو از غفلت و نادانى * دامى است بلاجويان در قصد تو پنهانى چون كبك درى هستى از قهقههء خنده * شاهين فلك در پى مستانه همىخوانى
( مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال )

[ حرف ظاء ]

ظهير خونجى

از شاعران سدهء هفتم هجرى و يا قبل از آنست . در نزهة المجالس رباعى زير بنام وى آمده است :
گل را ، كه مبارك رخ و فرخنده پى است * هرجا كه بود ، زينت آنجا ز وى است گفتم : ز كدام شهرى ، اى من خاكت * گفتا : نشنيده‌اى كه اصلم ز خوى است
بنابه نوشتهء ياقوت در معجم البلدان خونج شهركى ميان مراغه و زنجان در راه رى بود و آخر ولايت آذربايجان شمرده مىشد و آن را كاغذكنان هم مىناميدند . امروز كاغذكنان