نيز از فضلا و ادباى خلخال بوده است .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 139 )
[ حرف صاد ]
صافى خلخالى
ناظم منظومهيى است در تعريف تفليس ؛ نسخهء آن در ضمن جنگ شماره 97 كتابخانهء السنهء شرقى لنينگراد موجود است .
( دانشمندان آذربايجان ، ص 214 )
صياد خلخالى
محمد حسين فرزند محمد جليل متخلص به « صياد » صاحب خمسهء صياد است . اين خمسه پيرامون 600 صفحه است و هنوز به طبع نرسيده . از اوست :
اى مرغ دل آگه شو از غفلت و نادانى * دامى است بلاجويان در قصد تو پنهانى
چون كبك درى هستى از قهقههء خنده * شاهين فلك در پى مستانه همىخوانى
( مختصرى از تاريخ و جغرافياى خلخال )
[ حرف ظاء ]
ظهير خونجى
از شاعران سدهء هفتم هجرى و يا قبل از آنست . در نزهة المجالس رباعى زير بنام وى آمده است :
گل را ، كه مبارك رخ و فرخنده پى است * هرجا كه بود ، زينت آنجا ز وى است
گفتم : ز كدام شهرى ، اى من خاكت * گفتا : نشنيدهاى كه اصلم ز خوى است
بنابه نوشتهء ياقوت در معجم البلدان خونج شهركى ميان مراغه و زنجان در راه رى بود و آخر ولايت آذربايجان شمرده مىشد و آن را كاغذكنان هم مىناميدند . امروز كاغذكنان