به من ده كه از خود خلاصم دهد * گذر بر سر بزم خاصم دهد . . .
رباعى :
در بزم من از لطافت جام و مدام * افتاده معاشران در انديشهء خام
قومى همه مىبيند و قومى همه جام * من مست تو و فارغ از اين شبههء عام
چند بيتى از اشعار تركى او : زبان حال مادر جناب قاسم ( ع ) :
ايتدى غم طغيان ، سرور قلب ناشاديم اويان * اوددوتوب جانيم ، چخوب افلاكه فرياديم اويان
ياوريم غم لشكرى قيلدى مسخّر كونلومى * ضعف تاپدى قوّت ، الدن گئتدى بنياديم اويان
دامه دوشموش صيد تك يول گوزله مكدن گوزلريم * دولدى قان ياشيله ، آهو گوزلو صياديم اويان
گورمهسون تا گل يوزون گون باشون اوسته نو عروس * ايليوب زلفين پريشان تازهداماديم اويان
( ديوان اشعار « نير » - دانشمندان آذربايجان ، ص 389 - 390 - داستان دوستان ، ص 22 - 28 - ريحانة الادب ، ج 1 ، ص 313 - 314 - لغتنامه دهخدا « حجة الاسلام تبريزى » ص 321 - 324 )
[ حرف واو ]
واثق تبريزى
آقا محمد صالح متخلص به « واثق » از سخنوران سدهء 12 ه ق . است اصلش از تبريز مىباشد ولى در بندر سورت متولد شد در تته نشو و نما يافت . با ميرزا عبد الوهاب نسبت داشته و در حيات وى و بعد از او ممتاز مىزيسته است .
چندى در عهد نادر شاه ( 1148 - 1160 ) بعد از فوت آقا محمد كريم ، امين الملك و وكيل رعايا شده است .
قانع تتوى صاحب مقالات الشعراء ( مؤلفهء 1174 ) مىنويسد :
« به غايت ميرزامنش است ، فكر سنجيده دارد ، در فن مصورى خوب است ، خوشخط مىنويسد و در شعر برجسته تلاش است و . . . »