از [ اشعار ] اوست :
كى تهى دست كند مفلس ، دل مسرور را * بينوا هرگز نمىگويد كسى طنبور را
* * *
نگردد موجدار از باد ، هرگز آب آيينه * كجا حرف سبك از جا برد روشنضميران را
* * *
عجب مدار كه ما را به چاه اندازد * درين زمانه شود يوسف ار برادر ما
* * *
نرمى حصار عافيت پاك گوهر است * موم از براى آينه سد سكندر است
* * *
به چين جبه كجا جمع مىشود احسان * كه موج را گذرى بر محيط همت نيست
* * *
پامال حادثات شود بىهنر مدام * خالى چو هست نى ز شكر بوريا شود
( مقالات الشعراء ، ص 823 - 825 )
واحد تبريزى
مولا رجب على تبريزى از مشاهير فضلا و عرفاى زمان شاهعباس دوم ( 1052 - 1077 ) است . در رياض الجنة مسطور است كه :
مولى رجب على تبريزى القاطن به اصفهان كان عالما كاملا فاضلا عارفا محققا زاهدا حكيما جليل القدر عظيمالشان له رسائل فى العقليات جيده حسنه منها رسالة موسومة بالاصل الاصيل « 1 » و رسالة فى اثبات الاشتراك اللفظى و رسالة موسومة بكليد بهشت « 2 » قاله بعض اساتيدنا .
نصرآبادى نوشته است كه اصل آن جناب از تبريز است . . . در اصفهان مدتى در مدرسهء شيخ
هامش
( 1 ) - نام اين رساله در فهرست مجلس ، ج 5 ، ص 47 اصل الاصول قيد شده است .
( 2 ) - رك : مقدمه آقاى مشكاة بر كليد بهشت ، چاپ تهران .