تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سخنوران آذربايجان ( از قطران تا شهريار ) ( فارسي ) — صفحة 708

مساهمون:

ص٧٠٨
چنين اشاره كرد :
عجبى نيست مر آن آيت ربانى را * كه كند زنده ز نو حكمت لقمانى را اى به تاريك شب كفر برافروخته باز * پدرت در ره دين شمع مسلمانى را تو از آن شاخ برومند بزادى كه ز فضل * درس توحيد دهد نخلهء عمرانى را حجة الاسلام آمد لقبت ز آنكه كه ز فضل * بشناسانى مر حجت يزدانى را تويى آن عاقلهء دور مه و مهر كه عقل * نزد فرهنگ تو گيرد ره نادانى را ملكات كلمات تو به نيروى كمال * عقل بالفعل كند طبع هيولانى را تا به ميدان ادب اسب هنر تاخته‌يى * دست بستى به قفا فاضل مىدانى را « 1 » رقمت ناسخ ريحان خط لاله‌رخان * برشكسته خط طغراى صفاهانى را دم عيسى ز عقيق لب لعل تو وزد * گهرت خيره كند تاج سليمانى را بنده آن رتبه ندارد كه تو در چامهء خويش * در حق وى كنى آن‌سان گهرافشانى را ليك در سايهء مهرت به شعيرى نخرم * زين سپس مخزن شعر حسن هانى را « 2 »
« نير » در 12 رمضان سال 1312 ه ق . به رحمت ايزدى پيوست و جسدش را به نجف اشرف نقل و در وادى السلام ما بين مقام مهدى و ديوار شهر نجف دفن كردند . شادروان ثقةالاسلام شهيد در رثاى وى گفت :
حجة الاسلام آن شمع هدايت كز ثرى * تا ثريا جمله را مستغرق انوار داشت بهر تاريخش سروش غيب از الهام حق * گفت الواح سماوى اسم ( الغفار ) داشت
- 1312

تاليفات :

1 - ديوان اشعار شامل : الف : مثنوى آتشكده در مراثى است و تعداد ابيات آن 2086 بيت است . اين مثنوى را به سال 1309 ه ق . سروده و در پايان آن گفته است :
بس‌كه دلسوز آمد اين نظم رده * آمد از هاتف به نام ، آتشكده شكر كاين منظومهء مشكين ختام * در هزار و سيصد و نه شد تمام
هامش
( 1 ) - منظور ابو الفضل احمد مىدانى مؤلف مجمع الامثال است . ( 2 ) - حسن ، نام ابو نواس شاعر مشهور عرب و هانى پدر اوست .